متولیان IT در كشور ما یك وظیفه اصلی دارند و آن اینست كه بر اساس یك برنامه نه تنها بنگاه اقتصادی خود بلكه فعالان حوزه شبكه را در راستای اجرای آن هدایت كنند. وقتی كه درك صحیحی از برنامه وجود نداشته باشد بدنه خصوصی عملا قادر به انجام كاری نخواهد بود. در این بین باید یك سری شاخصها تعیین شوند تا برای مثال معین شود كشور در حوزه فناوری اطلاعات چقدر رشد داشته است.
وقتی كه برنامههای وزارتخانه را بررسی میكنیم میبینیم كه كارنامه وزارتخانه فقط شامل افزایش ضریب نفوذ تلفن همراه تلفن ثابت و توسعه زیرساختهای مخابراتی است. كارهایی در رابطه با زیرساختهای ارتباطی كشور انجام شد ولی باید این پرشس را مطرح كرد كه آیا این افزایشها براساس برنامه چشمانداز بوده و آیا توانسته نیاز كشور را برآورده كند یا خیر؟ كشورهایی مثل ایران با 70 میلیون نفر جمعیت و با وجود دانش فنی بالا و نیروی متخصص بالا، توان بالایی دارد و همه بر این اعتقادند كه كشور ما و جوانان و نیروهای متخصص در كشور از پتانسیل خوبی برخوردار هستند، وقتی اینچنین است متولیان باید این نیرورها را در جهت منافع ملی حركت دهند.
در حوزه شبكه یكی از مهمترین دغدغههای اصلی موجود بحث استاندارد است. كشور ما در حال حاضر هنوز در بحث استاندارد در سطوح پایین متوقف شده و متاسفانه یك متولی خاص وجود ندارد كه این قضیه را سر و سامان دهد! زیرساخت بحث دیگر، زیرساختهای ارتباطی كشور است. باید دید آیا شبكهها داخلی كشور برای مثال شبكه بانكی با این زیرساختها قابلیت پاسخگویی به نیازهای كاربران را داراست؟ این صحبتهایی كه در رابطه با رشد الكترونیكی برای افكار عمومی میشود مسائل پیش پاافتادهای است.
عدم یكپارچگی در سیستم بانكداری الكترونیكی بزرگترین درد است، زمانی كه شما نتوانید این یكپارچگی را به وجود آورید در واقع ضعف ارتباطی دارید. امنیت تبادل اطلاعات بحث دیگر این است كه مهمترین معضلی كه وجود دارد، امنیت تبادل اطلاعات است كه به هیچوجه به این مقوله توجه نمیشود. این سئوال را باید مطرح كرد در صورتی كه برای مثال سیستم ارتباطی فوقالعاده سالم داشته باشیم و یا خدمات دولت الكترونیكی نیز به نحو احسن در حال انجام باشد و زیرساختهای ارتباطی نیز توسعه پیدا كرده باشد، آیا باز هم در رابطه با امنیت فضای تبادل اطلاعات در حد استاندار هستیم؟ به این صورت نیست كه ما دولت الكترونیك اول پیادهسازی شود و بعد برای امنیتش برنامهریزی كنید. باید به صورت موازی این دو را با هم پیش برد و هر كجا زیرساخت ارتباطی ایجاد شد باید به فكر امنیت آن هم بود.
به نظر نگارنده در 4 سال قبل سیاستی در وزارت فناوری اطلاعات مبنی بر اهمیت دادن به حوزه فناوری اطلاعات به طور خاص وجود نداشت، اگر هم بود بسیار ضعیف بوده، به طوری كه نیازهای قشر متخصص و نخبه كشور را پوشش نداده است. باید گفت با هر فكر، با هر سیاست و برنامهریزی، اگر بخواهیم به فكر منافع مملكت باشیم، به فكر مردم باشیم، اولین كاری كه باید انجام داد این است كه خدمات دولت الكترونیك افزایش پیدا كند، چون دولت الكترونیك رفاه اجتماعی را افزایش میدهد و زمانی دولت الكترونیك را خواهیم داشت كه زیرساختهای ارتباطی را داشته باشیم و زمانی زیرساختهای ارتباطی را خواهیم داشت كه بتوانیم شبكه خوبی داشته باشیم و زمانی شبكه خوبی خواهیم داشت كه كه بتوانیم معیارها و شاخصهای مناسب برای شبكه داشته باشیم.
قوانینی كه مشكلساز شدند در آذر ماه سال 1387 قانونی در جلسه هیئتدولت مصوب میشود كه تعرفه تجهیزات شبكه از 4 درصد به 53 درصد افزایش پیدا كند. بالغ به بیست مصاحبه مطبوعاتی توسط فعالان صنف انجام شد، چندین مقاله نوشته شد كه این كار باعث فلج شدن زیرساختهای ارتباطی كشور میشود. وقتی كه در حوزه زیرساختهای ارتباطی ضعیف باشید باید به ورود تجهیزات این حوزه كمك كنید، آن هم تجهیزاتی كه تحریماند و تاجر و كارشناس به سختی آنها را از كشورهایی كه ما را تحریم كردهاند تهیه میكند نه اینكه سنگ دیگری جلوی پای او گذاشته شود. از طرف دیگر در این زمینه تولیدكنندهای وجود ندارد كه با بالا بردن تعرفه از او حمایت كنیم و خوشبختانه هیئتدولت در بهمن ماه حكم داد كه این تصمیمگیری غلط بوده است و باید به وضعیت سابق بازگردد، البته گمرك ایران هم یك ماه طول كشید تا این تصمیم را اعمال كرد. این شاید نقطه عطف و یكی از مهمترین كارهایی بود كه در سازمان نظام صنفی رایانهای و بالاخص در كمیسیون شبكه تهران پیگیری شد و به نتیجه رسید.
هنوز هم برخی شركتها ضرر آن چند ماه را پرداخت میكنند، بعضی از شركتها برای حفظ آبرو مجبور شدند با وجود تعرفه 53 درصد كالا را ترخیص كنند یا ضرر جنس را به پیمانكار دولتی بدهند، فقط به اینخاطر كه ضمانتنامه بانكیشان بازخواست نشود. حال پیشنهاد صنف این است كه بیاییم از اشتباهات دوستان قبلی استفاده كنیم، وقتی نیروهای متخصصی در این زمینه هستند كه میتوانند در جهت منافع مملكت و در جهت دلسوزی برای دولت، ملت و مردم ایران كمك میكنند پس دولتیان هم از این كمكهای بدون چشمداشت استفاده كنند و كاری نكنند كه در انتها به كار غیركارشناسی محكوم شوند. بخش خصوصی یكی دیگر از ضعفها در 4 سال اخیر این است كه واقعا از توان بخش خصوصی استفاده نشد.
در هیچكدام از تصمیمگیریهای كلان از سازمان نظامصنفی رایانهای كشور استفاده نشد، سازمانی كه سازوكار قانونی دارد، سازمانی كه مصوبه قانونی از مجلس دارد حكمش را بالاترین شخص قوه مجریه تنفیذ میكند و افرادی كه در آنجا هستند، بدون هیچ چشمداشتی در حال كار هستند، هیچكدام هزینه اضافی دریافت نمیكنند و فقط و فقط برای رشد و توسعه انفورماتیك كشور زحمت میكشند.
سند چشمانداز كشور ما موجود است، از هر لحاظ هم مورد تایید است ولی پیشنهاد نگارنده اینست كه كمیتهای با ضمانت اجرایی بالا از طرف شخص رییسجمهور شكل بگیرد كه مشخصا بگوید چه وزارتخانهای در كجا بر خلاف سند چشمانداز كار كرده است و بر اجرای سند چشمانداز نظارت داشته باشد و در مواردی هم به اجرای آن كمك كند، به طور مثال تشخیص بدهد برای اینكه این وزارتخانه در مسیر سند چشمانداز حركت كند به فلان بودجه نیازمند است، البته مجمع تشخیص مصلحت نظام در حال حاضر این كار را انجام میدهد. در حوزه IT اگر این كار یك متولی خاص داشته باشد تمام وزارتخانهها رشد خواهند كرد، چون ما اعتقادمان به این است كه اگر در حوزه IT رشد انجام شود، تمام وزارتخانهها رشد خواهند كرد.
یكی دیگر از مشكلات دولت قبلی این بود كه بودجه IT در این دولت حذف شد. فقط یك سئوال باید مطرح كرد كه یك وزارتخانه و یك صنعت مثل صنعت ICT چگونه بدون اختصاص بودجه میتواند رشد كند؟! چگونه میتواند پروژههای خود را بدون بودجه پیاده كند؟ متاسفانه مدیریت IT در 4 سال گذشته خیلی ضعیف بود و توقع ما اینست كه این مدیریت رشد و نقاط ضعف را پیدا كند. باید آسیبشناسی شود، بررسی شود كه در چها سال قبل، چه ضعفهایی بوده، كجاها ما ضعیف عمل كردیم چون ما همه اعضای یك تیم هستیم و اگر انتقادی هست برای این است كه بگوییم ما اینجا ضعف داشتیم و اشتباه عمل كردیم، برای اینكه بتوانیم نخبههای كشورمان را حفظ كنیم و از فرار نخبهها جلوگیری كنیم.
این به دلیل است كه اگر ما بتوانیم در اینجا پروژههای شبكه را تعریف كنیم، اگر بتوانیم هایتك را در اینجا پیاده كنیم، متخصصانمان میمانند و هر كاری میكنند. ما در كشورمان نیاز به كارهای تخصصی در زمینه شبكه داریم ولی دانش شناسایی نیازها و پاسخگویی به نیازها را نداریم باید مدیریت منسجمی باشد كه نیازها شناخته شود برای آنها برنامهریزی شود و بر اساس آن برنامهریزی بتوان كار كرد.
* رئیس كمیسیون شبكه سازمان نظامصنفی رایانهای و مدیرعامل شركت گیلاس كامپیوتر