باید سیستمها و نظامها را برجسته كرد كه تداوم داشته باشند
گفتوگو با آزاده داننده، مدیرعامل شركت فناوران اطلاعات بهاران و یكی از چهرههای برجسته سال 1389
102 بازدید
نسخه
چاپی
آزاده داننده یكی معدود مدیران زن در حوزه IT و اولین زنی است كه به عنوان چهره برجسته در حوزه ICT طی مراسمی توسط ماهنامه دنیای كامپیوتر و ارتباطات انتخاب و معرفی شد. شاید 26 سال فعالیت و كار در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات و فعالیتهای داوطلبانه خانم داننده برای انتخاب وی به عنوان یك مدیر برجسته حداقل بین زنان، كافی باشد. به همین بهانه در این شماره به سراغ وی رفتیم تا بیشتر در مورد فعالیتهای ایشان برای خوانندگان بگوییم.
سركار خانم داننده خودتان را بیشتر برای خوانندگان ما معرفی فرمایید.
آزاده داننده هستم. 52 سالم است. در دانشگاه شیراز كامپیوتر با گرایش نرمافزار را به اتمام رساندم. از سال 64 هم فعالیت خودم را در بازار كار آغاز كردم و امسال 26 سال است كه كار میكنم. بعد از فارغالتحصیلی از دانشگاه كار خود را با شركت دادهپرداز آغاز كردم. تقریبا 8 سال در آن شركت مشغول بودم. چند سالی هم در جاهای مختلف دیگر مشغول فعالیت بودم. در حال حاضر در شركت فناوران اطلاعات بهاران مشغول به كار هستم و این شركت 7 سال است كه فعالیت خود را پشت سر میگذارد. در این شركت سمت مدیرعاملی را بر عهده دارم.
زمینه كاری شركت چیست؟
شركت فناوران اطلاعات بهاران فروردین سال 81 تاسیس شد و در حوزه نرمافزار فعالیت میكرد. یك سال فعالیت داشتیم كه خوب به دلیل كسادی بازار و مسائل اقتصادی شركت فعال نبود، كه با سهامداران جدید و با ماموریت جدید شركت فناوری اطلاعات بهاران مجدد شكل گرفت. به طور مشخص در حوزه مشاوره مدیریت فعالیت میكنیم. ما در زمینه بهبود فرآیندها و نظامهای مدیریتی فعالیت میكنیم. به جرات میتوانم بگویم كه ما تنها شركتی در زمینه IT هستیم كه در زمینه مشاوره مدیریت فعالیت میكنیم.
لطفا در مورد مشاوره مدیریت برای خوانندگان ما توضیح دهید؟
مشاوره مدیریتی به این شكل است كه ما با یكسری از استانداردها و و چارچوبهای مرجع كه در دنیا تدوین و به رسمیت شناخته میشود به شركتها و مدیران مشاوره میدهیم. مشتریان ما یا كارفرمایان حوزه IT هستند كه ما نظامهای كارفرمایی و نظامهای مدیریت خدمات را برای آنها پیاده میكنیم و یا تامینكنندگان خدمات IT هستند مثلاً تولید كننده نرمافزار یا سختافزار هستند. این گروهها نیاز دارند تا فرآیندهای شركت و مدیریت را اصلاح كنند و بهبود بخشند. از طرفی ما كار آموزشی هم میكنیم چون برای نظامهایی كه ما پیاده میكنیم آموزش به معنای واقعی در كل جامعه وجود ندارد و ما این آموزشها را خودمان طراحی و ارائه میكنیم.
این مشاوره به چه شكلی است و روش كار شما چگونه است؟
یكی از موضوعات كاری ما، همانطور كه اشاره كردم مشاوره در مورد نظامهای كارفرمایی است. همه سازمانهای كه كارفرمایی خدمات IT محسوب میشوند برای اینكه از پیمانكاران خود كار خوب تحویل بگیرند و سرویس خوبی ارائه دهند باید طبق فرآیندهای استاندارد و منطقیای عمل كنند. باید بدانند ظرفیتهای كارفرمایی چیست؟ نقش كارفرمایی چیست؟ كارفرما چه كارهایی را باید انجام دهد تا بتوانند به اهداف خود دست پیدا كنند. به طور سنتی اگر كارفرمایان خوب عمل كنند مناقصهای برگزار میكنند و قرارداد كه بسته شد كار تمام است.
ولی مدلهای مرجعی كه در دنیا وجود دارد به طور كامل تشریح میكنند كه ظرفیت كارفرمایی یعنی چه و این شركتها در طول كار باید چطور عمل كنند و چه فرآیندهایی را باید اجرا كنند. ما با كارفرماهایی كه قرارداد داریم آموزشهای لازم را ارائه میكنیم و این ظرفیتها را ایجاد میكنیم. فرآیندهای الگوها و ساختارها را برایشان طراحی میكنیم و كمك میكنیم تا این مدلها را پیاده كنند در مورد تولیدكنندگان نرمافزار یكسری ضوابط وجود دارد، و برای كسانی كه قصد دریافت گواهینامههای ISE را دارند یك سری دیگر از ضوابط. همینطور كسانی كه میخواهند مدلهای CMMI را برای مدیریت فرآیندها پیاده كنند، همه و همه ضوابط خودشان را دارند. ما در تمام این زمینهها به آنها كمك میكنیم.
بخش آموزش شما هم در دل همین مشاوره است؟
بله آموزشهایی كه ما میدهیم جز آموزشهای عامی نیست كه مؤسسات دیگر ارائه بدهند و چون در فضای حرفهای ما این آموزشها عموما ارائه نمیشوند ما مجبوریم این آموزشها را خودمان طراحی كنیم و پیادهسازی كنیم.
مشتریان شما از چه قشری هستند؟آیا از خدمتی كه شمار ارائه میدهید استقبال میشود؟
در حال حاضر جایگاه مشاوره و مشاور به نسبت سالی كه شروع كردیم بهتر و مشخصتر شده است. چون كارهای IT بسیار تخصصیتر شدهاند و كارفرماها میدانند كه خودشان ظرفیت انجام خیلی از موضوعات را ندارند. مشتریها به این مسئله آگاهی پیدا كردهاند و به سراغ ما میآیند. تخصص و كار ما در جامعه حرفهای كمی ناشناخته است و در این راستا ما هیچوقت تبلیغ مستقیم انجام ندادهایم. بیشترین تبلیغ ما از طریق همان آموزشهایی بود كه میدادیم.
این كار را برای شما سختتر نكرد؟
قطعاً اگر ارتباط مستقیم با مشتریان میگرفتیم بهتر بود ولی خوب ما هم یك شركت نوپا بودیم كه ظرفیت محدود داشتیم. اگر میخواستیم تبلیغات وسیعی انجام بدهیم شاید نمیتوانستیم ادامه بدهیم. فارغ از اینكه بگویم این راه درست یا غلط است ما آن را انتخاب كردیم و رفتیم. شاید افراد دیگر ایدههای بهتری داشته باشند.
فعالیت شما فقط محدود به شركت بهاران است؟
به عنوانه كار سازمانی فقط همینجا مشغول هستم. اما خودم یكسری فعالیتهای صنفی و اجتماعی دیگر هم دارم. من در سازمان نظام صنفی رایانهای استان تهران جزوه هیئت مدیره هستم. در شورای مركزی سازمان هم عضویت دارم. رییس كمیسون تدوین استانداردها و مقررات سازمان هم هستم. همه اینها فعالیتهای من در حوزهIT است. از طرفی دیگر رییس هیئت مدیره انجمن ملی زنان كارآفرین هم هستم. در این انجمن با خانمهای عضو انجمن فعالیتهایی نیز انجام میدهیم این فعالیتها همه داوطلبانه است. در حوزه استانداردسازی هم فعالیتهایی انجام میدهم، هم به دلیل علاقهام و هم به دلیل تخصصم، من با مقوله استاندارد بسیار سرو كار داشتم. در فعالیتهای مختلف سازمان استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران هم مشاركت كردهام. آنجا در كمیته ملی رایانهای و فناوری دادهها كه آخرین مرجعی است كه استاندارهای ملی این حوزه را تصویب میكند، من به عنوان نماینده ریاست سازمان استاندارد تحقیقات صنعتی ایران مشغول هستم. این هم یك فعالیت داوطلبانه است ولی من با حكم رییس سازمان انتخاب شدم. همه اینها به لحاظ زمانی وقته زیادی را از من میگیرد ولی من به عنوانه شغل اینها را محسوب نمیكنم و جزء فعالیتهای اجتماعی من است.
بحث استانداردسازی از بحثهای پرچالش حوزه IT است بوده است. حالا كه صحبت استاندارد شد، شما فعالیتهای كمیسیون استاندارد سازمان نظامصنفی را چگونه ارزیابی میكنید؟
ببینید در دوره دوم هیئت مدیره این كمیسون فعال شد. چون در دوره اول چند جلسه تشكیل شد ولی ادامه پیدا نكرد. در آن زمان وقتی سوابق این كمیسون را بررسی میكردم دیدم تاكیدشان بر بیشتر روی قوانین و مقررات بود. شاید به دلیل اینكه افراد متخصص استاندارد در آن زمان و آن دوره در كمیسیون كم بود و به همین دلیل بحث استانداردها خیلی عمده و پررنگ نشد. در دوره جدید موضوع استاندارد به طور تخصصی مطرح شد. به دلیل علاقه و حضوره من و با توافق هیئت مدیره به عنوان رییس این كمیسیون انتخاب شدم. من چون گرایش خودم استاندارد است، بیشتر روی استانداردها متمركز شدیم. بُعد قوانین و مقررات ما در این حوزه كمی ضعیفتر بود كه در حال حاضر سعی میكینم كارهایی بكنیم و این بُعد را هم تحت پوشش بگیریم. ما در كمیسیون برنامهای برای كمیسیون تدوین كردیم كه به تصویب هیئت مدیره هم رسید و آن این بود كه با آن بتوانیم جایگاه استاندارد را در فضای حرفهای ارتقا دهیم. این هم ممكن نیست جز از طریق ترویج و آموزش و اطلاعرسانی. هدف دیگر ما این بود كه بر روی فرآیندهای تدوین استانداردهای ملی در جامعه تاثیر بگذاریم و به عنوان یك بخش بزرگی از ذینفعان این حوزه بتوانیم جایگاه و كیفیت استاندارهای ملی را ارتقا دهیم. برای همین از مجموعه سمینارها و آموزشهایی را برگزار كردیم. از طرفی دیگر رابطه كمیسیون را با سازمان استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران تعمیق دادیم و در كمیتههای آنها به صورت فعال شركت داشتیم.
به موازات همه این كارها فعالیت دیگری كه خود سازمان انجام داد تشكیل كمیته فنی متناظر بود كه انرژی زیادی را از سازمان گرفت و بالاخره موفق شدیم انجام بدهیم. در جامعه ما متخصصین و كارشناسان غرابت و نزدیكی زیادی با بحث استانداردسازی ندارند و متاسفانه این درك هم در جامعه به وجود آمده كه حتی استانداردها میتوانند مزاحم و دردسر ساز باشند و گرفتاری درست كنند و مانعتراشی كنند. همه اینها نتیجه تجارب ناموفق و ناقصی است كه از استانداردها داریم. برای مثال چند سال پیش استاندارد اجباری چهار قلم كالای سختافزاری سر و صدای زیادی به پا كرد و همه تصور میكردند كه این سختگیری بیمورد است. این را مثال زدم تا بگویم این مقوله در جامعه ما خوب مدیریت نشده است.
خوب كمیسیون در این راستا اقدامی انجام داده است؟
در حال حاضر تصور میكنم با ترویج این مسائل اوضاع بهتر شود. فعالیتهای كمیسیون یك سال به دلیل كسالت من كه از كار جدا بودم انجام و جلسات تشكیل نمیشد. اما از قبل از عید فعالیتها به صورت جدی آغاز شده و تاكیدی بر روی قوانین و مقررات داریم. طبق برنامه تا پایان این دوره باید بتوانیم در مورد قوانین و مقررات كاری بكینم. كاری كه در حوزه استانداردهای ملی انجام دادهایم و میتوان به عنوان كار شاخص از آن اسم برد، جمعآوری استانداردهای ملی حوزه IT از خود سازمان استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران بود كه در سایت سازمان صفحهای را به این استانداردها اختصاص دادیم. همه اطلاعات به صورت دستهبندی شده و طبقهبندی در صفحه قابل دسترس است. مشابه همین كار را قصد داریم در مورد قوانین و مقرارت مرتبط با IT هم انجام دهیم. یعنی صفحهای درست كنیم و تمام قوانین و مقررات را دستهبندی میكنیم تا در دسترس همه مراجعین باشد. اگر بتوانیم در همین چند ماه باقیمانده این كار را به اتمام برسانیم تصور میكنم همین میزان فعالیت برای كمیسیون قابل دفاع باشد.
این استانداردها در همه حوزه ها است؟
بله در همه حوزههای مرتبط با IT
فرآیند كاری به چه صورت است؟
در كشور ما طبق قانون تدوین استاندارد بر عهده سازمان استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران است. به لحاظ نظام حقوقی این سازمان عهدهدار تدوین استانداردها در كشور ماست، منتها سازمان استاندارد برای تدوین این استانداردها تقسیم كار دارد و باید اصولی را طی كند. در سطح جامعه هر كسی میتواند نیاز به استاندارد را در هر موردی حس كند و با سازمان تماس بگیرد و ایده پیشنهادی خود را مطرح كند. فرمهایی وجود دارد كه از طریق آن میتواند هر كسی در هر رشتهای استاندارد خود را پیشنهاد دهد. كمیتهای وجود دارد كه در آن كمیته این استانداردها بررسی میشود تایید و یا رد میشود. اگر تایید شد عموماً همان فرد پیشنهاد دهنده به عنوان دبیر این كار انتخاب میشود كه باید پیشنویس آن را تهیه كند. بعد در كمیسیونهای تخصصی مورد بررسی قرار میگیرد و تحویل سازمان استاندارد میشود. در آنجا یك كمیته ملی تشكیل میشود و پیشنویس نهایی در آنجا بررسی میشود. اگر مناسب تشخیص دادند تصویب میشود و از آن لحظه به بعد این سند به عنوان استاندارد ملی منتشر میشود.
در این بین ارتباط شما با سازمان چگونه است؟
ما به عنوان سازمان هم در كمیته برنامهریزی و هم در كمیته ملی حضور پیدا میكنیم و مشاركت و همكاری با سازمان استاندارد داریم. ما نیازهای جامعه حرفهای را به آنها انتقال میدهیم و اولویتها را پیشنهاد میدهیم.
برویم سراغ انتخاب چهره ICT و نظر شما را جویا شویم در مورد اینگونه حركتها.
من خودم شخصاً با هر موضوعی كه بخواهیم افراد را به طور عمومی عمده بكنیم خیلی موافق نیستم. تصور میكنم عمده كردن افراد و یا قهرمانپروری روش مناسبی نباشد ولی در فرهنگ ما علاقه زیادی به این كار است. در كل به نظر من باید سیستمها، نظامها و جریانها را عمده كرد كه بتوانند تداوم داشته باشند. ولی وقتی الان جامعه میطلبد میتوانیم از این طریق معیارها و ارزشهایی را در جامعه منتقل كنیم. ولی جدای از این نظر، تمركزی كه در این دوره روی افرادی كه فعالیتهایی را انجام داده بودند، شد به نظرم نكته مثبتی بود.
اگر همه به آن توجه كنند میتوان الگوی مناسبی برای بقیه افراد باشد. تصور میكنم كار خوبی را ماهنامه دنیای كامپیوتر و ارتباطات در جامعه حرفهای انجام داد و نگاهها را به سمتی برگرداند و بقیه را متوجه افراد و فعالیتهای آنها كرد. این نظر كلی من است، نه اینكه چون من هم جزو منتخبین بودم اینگونه بگویم.
البته شما از معدود زنان این حوزه هستید كه انتخاب میشوید. بد نیست به همین مناسبت گریزی هم بزنیم به اشتغال زنان كه چگونه است؟
اشتغال زنان در حوزه IT تابع وضعیت حضور زنان در جامعه هست. فضای بزرگتری هست كه IT هم بخشی از آن است. در سالهای اخیر پررنگترین علامت حضور زنان در فضای اشتغال را را در ورودی دانشگاهها و افزایش درصد ورودی خانمها میبینم. این به این معناست كه نیروی كار تحصیلكرده باید از بین خانمها انتخاب شوند. خیلی از شركتها با خیل عظیم متقاضیان زن روبه رو هستند. وقتی وارد حوزه كارشناسی میشویم نسبت زنان IT بسیار زیادتر شده است. وضعیت اشتغال زنان با مردان متفاوت است.
پیش فرض این است كه زنان توانایی كمی دارند و ما با این پیشفرض كار میكنیم كه خودمان را اثبات كنیم. یك زن و یك مرد در شرایط مساوی وقتی وارد سازمان میشوند پیشفرض این است كه مرد از توانایی انجام كار برمیآید و همه منتظر هستند ببینند این زن چه زمانی شكست میخورد یا اشتباه میكند. این باعث میشود زن تلاش بیشتری داشته باشد و انگیزه مالی به همین دلیل در زنان كمتر است. زنان مدیریتپذیرترند. انظباط بیشتری دارند و توقعات كمتری. این دلایل باعث میشود زنان مستعد كاركردن بیشتری باشند. حضور زنان در جامعه IT راحت میتوانم بگویم به 40 یا 50 درصد میرسد. البته هیچوقت پژوهشی انجام نشده ولی با یك بررسی ساده راحت میتوان تشخیص داد.
ولی در لایههای مدیریتی به دلایلی چون بیاعتمادی جامعه، آموزش ندیدن در این حوزه حضور بسیار زنان كم است. ما در انجمن زنان كارآفرین سالانه یك همایشی را برگزار میكنیم كه هر سال موضوع جداگانهای دارد. امسال موضوع همایش كارآفرینی در حوزه IT بود. ما از ابتدای سال برنامهریزی و جستو جو كردیم برای یافتن مدیران زن IT برای شركت در همایش كه با تعداد كمی از زنان مدیر روبهرو شدیم. پژوهشی انجام نشده كه بتوانیم آمار دقیق برای شما بگویم ولی تصور میكنم در لایه مدیریتی در حوزههای دیگر هم وضع به همین منوال باشد و ما با تعداد كمی از زنان مدیر روبهرو باشیم.
به نظر شما مشكل كجاست؟
فرهنگ. شما بازی بچهها در تلویزیون را نگاه كنید. وقتی از دختران برای بازی دعوت میشود بازیهایی انتخاب میشود كه تحرك كمی دارد، آرام است. اما پسرها در بازیهایی استفاده میشوند كه تحرك و جنبوجوش زیاد دارد نمونهها زیاد هستند. در مدارس و در خانوادهها حتی وضع به همین منوال است. ما دخترانمان را دعوت به آرامش و سكوت میكنیم و پسرها را تشویق به تحرك و حركت و فعالیت. اینقدر این موضوعات ریشهدار است كه ژمیتوان گفت از همان بدو تولد ما نگاه جنسیتی به فرزندان داریم و اینها با این نگاه بزرگ میشوند. توقعات ما از زن و مرد در جامعه زیاد میشود و تفاوت این نگاه باعث ایجاد مسائلی میشود.
در كشورهای دیگر وضع به چه شكل است؟
این نگاه در همه كشورها وجود دارد. در آمریكا طبق پژوهشها به ازای هر 1 دلار حقوقی كه مرد میگیرد 70 سنت زن میگیرد. پس آنجا هم این نگاه هست. طبیعتا این نگاه در كشورهای صنعتی كمتر و اختلاف كم رنگتری است. ببینید اگر در جامعه این نگاهها نباشد و ملاك صلاحیت و دانش افراد باشد وضعیت فرق میكند. پژوهشی را مطالعه میكردم در مورد آمریكا، جالب اینجاست آنجا هم زنان زیاد به لایههای مدیریتی راه داده نمیشوند. دلایل جالبی بود از جمله اینكه زنان فساد اداری كمتری دارند، زیاد اهل معاملات پشت پرده و زیر زمینی نیستند، ریسكپذیری كمتری دارند. احساساتیترند این دلایل مطرح شده بود.
همسر شما در چه رشتهای فعالیت دارند؟
ایشان در رشته برق در وزات نیرو فعالیت دارند.
چقدر از حمایت ایشان در كار و فعالیتهایتان بهرهمند شدید؟
خیلی زیاد، ببینید به لحاظ مالی در حد توان به من كمك كردند. ما برای راهاندازی شركت از پسانداز خانوادگی استفاده كردیم بدون هیچ مشكلی و البته با رعایت الویتها برای هزینه كردن و خیلی ایشان من را تشویق كردند. از لحاظ دیگر هم یكی از بهترین و بزرگترین و مهمترین پشتیبانهای من در كار همسرم بودند. یكی از شانسهای بزرگی كه من در زندگی داشتم همسر بود. همیشه همراه من بودند من را حمایت كردند و اگر موفقیتی داشتم نقش و تاثیر همسرم بود. من در خیلی از مسایل و مشكلات كاری با او مشورت میكنم. شاید رشتههای ما متفاوت باشد ولی همیشه با او مسائل را مطرح میكنم. برای نوشتن مقالات كاری، ارتباطات اجتماعی و همه و همه ایشان من را همراهی كردند.
خانم داننده شما چند فرزند دارید؟
یك پسر كه در رشته مدیریت تحصیل میكند.
با این همه فعالیت و مشغله كاری و بیرون به كارهای منزل چطور رسیدگی میكنید؟
ما زنان چون از پشتیبانی اجتماعی ضعیفی برای كار در جامعه برخورداریم باید از پشتیبانی خانوادگی خوبی برخوردار باشیم و اگر این تضاد بین منافع خانوادگی و شغلی را نتوانیم متعادل كنیم قطعا به مشكل برخورد میكنیم. این برقراری توازن خود مقوله دیگری است. من بعد از بچهدار شدن كمك مادرم را داشتم. من همیشه برنامه كارم را با فرزندم منطبق میكردم. زمانی پارهوقت و زمان دیگری تمام وقت كار میكردم تا خودم را با برنامه درس و مدرسه فرزندم هماهنگ كنم. طوری برنامهریز كردم تا هم به كار برسم و هم به فعالیتهای بیرون از خانه. البته خانواده هم خیلی همراهی كردند.
حالا كه صحبت رسید به اینجا و كار بیرون و كار منزل، فكر میكنم دوركاری میتواند در این زمینه به زنان كمك میكند.
بله حتما اینطور است. ولی مسئله ای است، آن هم اینكه دوركاری اولاً برای سطوح كارشناسی عملی است نه برای سطوح مدیریتی چون سختتر است. ولی برای رشته ما یعنی نرمافزار همخوانی زیادی دارد و میتوان با آن كاری را پیش برد. ببینید به طور كلی فناوری اطلاعات نیاز به حضور در یك مكان و زمان خاص را از بین میبرد. در حوزههای مختلف IT وضع به همین منوال است، دوركاری كمك زیادی به بهرهبرداری در همه حوزهها و شاخهها خواهد كرد. اگر بتوانیم به خوبی پیاده كنیم نتایج خوبی خواهد داشت. به نظرم در كشور ما كمی با تعجیل این كار آغاز شد. شاید هم چارهای نیست باید كار را تحمیل كرد تا پذیرفته شود. حالا دورهای ممكن است ما بازكاری یا اتلاف منابع روبرو شویم ولی به هر حال فرآیند مثبتی خواهد بود.
به نظر شما با زیرساختهای فعلی اجرای این پروژه امكان دارد؟
به نظر من آنچه انجام نشده جدا كردن كارهایی است كه میتوان از طریق دوركاری انجام داد و كارهایی كه نمیتوان انجام داد. اینها باید بازنگری شود. وقتی این حجم مشخص نیست من نمیتوانم قضاوت كنم كه با این زیرساختها جواب میگیریم یا نه. اینترنت ما به شكل عام اینترنت ضعیفی است، لازم نیست با دوركاری بسنجیم. شما به همین كارهای معمول آموزشی و كارهای روزمره هم میتوانید به این نكته برسید كه اینترنت ما پاسخگو نیست. خوب هر برنامه جدیدی وارد این بستر شود با مشكل مواجه خواهد شد. زیرساخت مناسب شرط انجام این كار است، اما با این زیرساخت اگر حجم دوركاری زیاد باشد حتماً به گلوگاههایی برخورد میكنیم.
گریزی هم بزنیم به بازار نرمافزار كه در چند سال گذشته در ركود به سر میبرد. چه تولید و چه صادرات. مشكل این بازار كجاست؟
بازار نرمافزار و اعداد و ارقام تعیین شده برای صادرات كمی به آرزو شباهت دارد. باید پرسید چقدر این آرزوها و ظرفیتهای ما با تواناییهای ما منطبق است. موضوع صادرات برای برهه فعلی نرمافزار ما خیلی رویایی و خیالی است. شما كشورهایی كه صادرات دارند نگاه كنید. نرمافزارهایی را صادر میكنند كه استفاده عام دارد. مثلاً ما نمیتوانیم نرمافزار حسابداری صادر كنیم، چون نرمافزار حسابداری بسیار تابع قوانین كشورهاست و مسئله بومی است.حوزه صادرات باید بازارسنجی شود. باید ببینیم وارد چه بازارهایی با چه نرمافزارهایی میتوانیم شویم. باید برای ورود به این بازارها حرفی برای گفتن داشته باشیم.
در مورد بازار داخلی هم باید بگویم مشكل نرمافزار كه نه مشكل همه حوزهاز جایی شروع شد كه IT از اولویت سازمانها افتاد. در دوره تكفا IT در الویت بود، بودجه داشت. موجی ایجاد كرد كه خوب بود. ولی فضا تغییر كرد. الان سازمانها پول برای IT خرج نمیكنند. همان بودجه محدود را هم خرج سختافزار میكنند تا نرمافزار. سازمانها 100 میلیون را به راحتی برای سختافزار میدهند ولی برای نرمافزار نه. بازار تخصصی نرمافزار در كشور ما ضعف دارد. من وصل میكنم این مشكل را به دانشگاهها.
میتوانید بیشتر توضیح دهید؟
دانشگاهها افراد متخصص قابل استفاده را به بازار معرفی نمیكنند. ما ضعف بسیار بزرگی را در این زمینه داریم. از این طرف شركتها هم برای داشتن افرد متخصص باید تمام هزینه تربیت یك فرد متخصص را خودشان تقبل كنند. كلی باید برای متخصص كردن فرد هزینه كنند و وقتی میخواهند به نتیجه برسند با 20 درصد حقوق بیشتر این فرد را میبرند. حالا اگر فرض كنیم این فرد به خارج از كشور نرود. اینها موانعی است كه برای شركتها با بنیه ضعیف وجود دارد.
اغلب شركتهای نرمافزاری ما ضعیف هستند، باید از دانشگاهها شروع كرد. من میبینم هنوز كتابهای بسیار قدیمی در دانشگاه تدریس میشود و فرد بسیاری از مباحثی كه در كار ما به آنها نیاز داریم را نمیدانند. به نظر من اگر از ابتدا اصلاح كنیم بسیاری از نقاط ضعف ما برطرف خواهد شد.