راهنمایی مجله PC PRO برای یافتن شغل در شركتهای بزرگ IT جهان
نویسنده: استوارت مایكل - مترجم: فرزانه احسانی مؤید - به تدریج كه جهان غرب، پسلرزههای ركود اقتصادی و ورشكستگیهای پی در پی را از سر میگذراند و این دوره به پایان خود نزدیك میشود، غولهای تكنولوژی و صاحبان صنایع به فكر استخدام نیروهای انسانی جدید، فعال و با انگیزه افتادهاند. این روزها اگر سری به وب سایت هر كدام از شركتهای اَپل، گوگل و مایكروسافت بزنیم، میبینیم در سایتهای خود اعلام كردهاند كه پُستهای خالی زیادی دارند. با این وصف، شاید بتوان برهه كنونی را بهترین موقعیت برای ورود و استخدام در این شركتهای قدرتمند دانست. اما چگونه میتوان صدها هزار رقیب كاری دیگر را كه آنها هم مشتاق كار در این شركتها هستند، پشت سر گذاشت و از میان این همه متقاضی، انتخاب شد؟ برای اینكه اطلاعات بیشتری داشته باشیم و بفهمیم كه افراد مشابه چگونه شغلهای دلخواه خود را در این گونه شركتهای معتبرIT جهان به دست آوردهاند، با چندین كارمند و عضو ثابت این شركتها صحبت كردهایم تا بدانیم چه نكاتی را لازم است رعایت كنیم تا از میان متقاضیان متعدد انتخاب شویم و روند مصاحبه را هم با موفقیت بگذرانیم و شغل دلخواهمان را به دست بیاوریم.
در این مقاله برای شما توضیح میدهیم كه این شركتها به دنبال چه افرادی، از نظر مهارتهای فنی و شخصیتی، هستند و بایستی رزومه خود را با چه اطلاعاتی پر كنید؛ و در مرحله دوم، چگونه برای یك مصاحبه موفقیت آمیز آماده شوید. در هر حال از هم اكنون در ذهن شما این تصور باید وجود داشته باشد كه روزی اسمتان در شركت و روی درب اتاقتان ثبت میشود و جای پاركی اختصاصی برای ماشینتان در آنجا خواهید داشت. اما رسیدن به آن جایگاه راه و روش خاص خودش را دارد و متقاضیان باید از فیلتر یك دو جین گزینش و مصاحبه و مانند آن عبور كنند. باید دائم به خودتان یادآوری كنید كه انگیزه قوی، بنیهای خستگیناپذیر، و ذهنی پویا و خلّاق دارید. در ادامه این مقاله، جزئیاتی را برای شما بیان میكنیم كه با رعایت آنها میتوانید این مصاحبههای سخت و حرفهای را با موفقیت بگذرانید.
● یك پست خالی برای شما
اولین راه تماس با بخش استخدام و جذب نیروی این شركتها، از طریق وب سایتهای آنهاست. هر سه شركت مایكروسافت، اپل و گوگل، سمتهای خالی و شرایط مورد نیاز خود را به همراه فرم درخواست كار و اطلاعات ضروری دیگر كه لازم است متقاضیان بدانند، به صورت آنلاین و دائمی روی سایتشان قرار میدهند و البته هر شركت هم روند و شیوه خود را دارد. مثلاً مایكروسافت برای اینكه سایت را دائماً بهروز كند و فرصت این را داشته باشد تا اطلاعات متقاضیان را به سرعت چك كند، فقط شغلهای تمام وقت را روی سایت كاریابی خود قرار میدهد. البته آژانسهای كاریابیای هم هستند كه تخصصیتر عمل میكنند و اطلاعات مربوط به مشاغلی را عرضه میكنند كه مهارت و تخصص ویژهای میطلبند. مثلاً مشاغل فنی تمام وقت توسط بخش كاریابی پنا باركرز (Penna Barkers) روی سایت آن نشان داده میشود و اگر مشاغل نیمه وقت یا قراردادی را بخواهید باید قسمت Manpower آن را مشاهده و پُر كنید.
در این میان مایكروسافت برای راحتی بیشتر افراد و گزینش بهتر و سریعتر، دستهبندیهای مختلفی بر اساس علاقه و معیارهای دیگر (مانند پیوند به سایت شغلیابی برای زنان به نشانی www.womenintechnology.co.uk) روی سایت خویش گذاشته است.
گوگل هم ترجیح میدهد در مرحله اول، افراد را از طریق آنلاین جذب و گزینش كند؛ (www.google.com/jobs) و افراد برتر را از میان همان سایتهای تخصصی و حرفهای كاریابی انتخاب كند. هدف آنها جذب نیروهای فعال و با استعداد است و برای همین هم با آژانسهای كاریابی مختلف و زیادی در ارتباط هستند تا با تبلیغات وسیع خود، هیچ فرد مشتاق و با استعدادی را از دست ندهند.
اما اپل عمده تمركز خود را روی تبلیغات و كاریابی در وب سایتهای شركت خودش گذاشته؛ (www.apple.com/jobs) و در كنار آن از سایر آژانسهای كاریابی نیز برای شناسایی نیروی كار سمتهای خاص استفاده میكند. البته این اواخر به دنبال یك سری تغییر و تحولاتی كه در شركت صورت گرفته، برخی روندها و عادتهای شركت عوض شده است.
یكی از مدیران اپل با این شرط كه نامش فاش نشود، اظهار میدارد: «در حال حاضر توجه و تمركز اپل در جذب نیروهای تازه از طریق افرادی است كه میشناسد و از لحاظ كاری و شخصیتی مورد اعتمادش هستند. مثلاً اگر ما به دنبال یك توسعه دهنده سیستم باشیم اول بررسی میكنیم كه آیا در شبكه خودِ شركت یا شركتهای رقیب و مشابه، كسانی هستند كه در این زمینه، حرفهای و به دردبخور باشند و به پیشرفت سیستم كمك كنند؟ اپل با همین شیوه اغلب نیروهای جدیدی را كه لازم دارد جذب میكند؛ كسانی كه كه با عادات و روند كاری شركت هم آشنایی دارند و هماهنگ هستند.»
● سماجت و پیگیری، شرط اول
قاعدتاً تارنمای شركت، اولین و سادهترین راهی میباشد كه همه متقاضیان امتحان میكنند. اما در مقابل برای افراد پیگیرتر راههای دیگری هم باز میشود. فراموش نكنید كه همه این شركتهای بزرگ علاقه زیادی به جذب استعدادهای ناب دارند تا پُستهای مهم را به دست افراد كارآمد و پرانرژی بسپارند و تا حد زیادی خیالشان از بابت پیشبرد امور راحت باشد. این سه شركت بزرگ از سایتها و شبكههای اجتماعی (جاهایی كه افراد مختلفی از همه جای دنیا برای تبادل اطلاعات و گفتوگو جمع میشوند) مانند LinkedIn و فیس بوك هم برای تبلیغات و پیدا كردن افرادی كه میخواهند، بهره میگیرند. مثلاً مایكروسافت تقریباً همیشه تبلیغات استخدامی خود را از طریق سایت LinkedIn انجام میدهد و هر بار هم 5 هزار پوند برای این كار هزینه میكند. یكی از امكانات خیلی خوبی كه این سایتها دارند آن است كه كارفرمایان میتوانند با وارد كردن كلمات و عبارات كلیدی در مورد فرد مورد نظر خود، خیلی راحت و سریع از بین افرادی كه درخواست دادهاند، آنهایی كه ویژگیهای مورد نظر را دارند پیدا كنند.
شركت اَپل در مورد فرهنگ و عادات رفتاری افرادی كه استخدام میشوند، خیلی دقیق و حساس است و برای استخدام، تمركز و تأكید خود را روی خلاقیت و اشتیاق افراد میگذارد. به قول خودشان، كارمندان اَپل، همگی آدمهای باهوش، خلاق و با انگیزهای هستند كه روحیه مبارزه با مشكلات و چالشهای پی در پی را دارند. مسئولان این شركت عقیده دارند كه: بهترین راه درك روند شركت و كیفیت محصولات، این است كه خودمان هم از همین محصولات استفاده كنیم. یعنی اگر كسی واقعاً این ویژگیهای شخصیتی و انگیزه بالا را داشته باشد، به جزئیات امر دقت كند و مسائل و نكات تازه را خوب و سریع یاد بگیرد، دیگر جای نگرانی نیست. سایر افراد شركت به او كمك میكنند همه آن چیزهایی را كه بلد نیست و جزئیات كاری را خیلی سریع یاد بگیرد و با گروه هماهنگ شود.
● یك رزومه خوب
تصور اكثر افراد از تقاضای كار و پر كردن فُرم، نوشتن دستی رزومه و ارسال فرمها و نامههای زیاد به شركتها است. اما این اصلاً شیوه خوبی نیست. در حالی كه اگر در سایتهای كاریابی فرم پر كنید و اخبار كار و شركت را از طریق همان سایت دنبال كنید، مزیتهای فراوانی دارد. فرم شما هم محفوظ میماند و میتوانید در این مدت برای شركتها، سایتها و كارهای دیگر هم اقدام كنید. باید به بهترین شكلی كه میتوانید، در این فرمها درباره خودتان توضیح دهید. آنهایی كه فرم شما را میخوانند، وقت كمی دارند و این كارها را خیلی سریع انجام میدهند. در ضمن فرم و اطلاعات شما در كنار صدها هزار درخواست دیگر خواهد بود. شما باید در مجالی كوتاه با نكات مثبتی كه از خودتان مینویسید آنها را مجذوب كار و شخصیتتان كنید. اگر این طور شد، حالا فرمتان را با دقت و كنجكاوی بیشتری بررسی میكنند و سؤالها شروع میشود.
پس به هیچ وجه اهمیت تأثیر اولیه، كه همان فرم رزومه شماست را، دست كم نگیرید و دقت كنید كه مهارتها و تواناییها و همه آن چیزهای مرتبطی كه بلد هستید را دقیق و كامل بنویسید و بگویید كه با توجه به همه اینها، چرا خود را فرد مناسب این كار میدانید. سوابق شغلیتان را كامل و از آخرین تاریخ به عقب، بنویسید. اگر هم قبلاً شغلی مشابه همینی كه میخواهید بگیرید داشتید، آن(ها) را در فرم به صورت متمایز یا برجسته نشان دهید. در نوشتن رزومه هیچ قانون ثابت و اجباری وجود ندارد، اما یك سری نكات هست كه اگر رعایت كنید، تأثیر خیلی بهتری روی آنهایی میگذارد كه فرم شما را بررسی میكنند. مثلاً قبل از شروع توضیح هر كدام از دورههای كاری و شغلهایی كه داشتید، با یك علامت مشخص كنید تا جدایی بندها و دورههای كاری، مشخص باشد و روانتر خوانده شوند. در دنیای كنونی، فناوری نوین، كار همه را خیلی ساده كرده است.
شما رزومه و اطلاعات خودتان را در یك یا چند سایت كاریابی وارد میكنید؛ حالا دیگر هر شركتی به فردی با كارایی و مهارتهای شما احتیاج داشته باشد، در مرحله اول جستوجو را از میان آنهایی شروع میكند كه در سوابق كاریشان، شغلهای مشابهی داشتند و آنها را نوشتهاند. پس حواستان باشد؛ اگر شركتها از این روش در پیدا كردن نیروی كاریشان استفاده میكنند (كه اكثراً هم در مرحله اول همین كار را میكنند) حتماً در رزومهتان سِمَت دقیق و عنوان كاریتان را بنویسید تا وقتی همان عبارات و كلمات كلیدی مربوط به كار و سِمَتها را تایپ میكنند، شما را پیدا كنند. به این ترتیب در دستهبندی كوچكتری قرار میگیرید. این مرحله اول بود!
● حوصله كنید
وقتی رزومهتان را به صورت اینترنتی ارسال كردید، باید صبر كنید، حواستان را جمع كنید و گوش به زنگ باشید. گاهی اوقات شركتهایی هستند كه دنبال نیرو میگردند اما تا چند ماه طول میدهند كه سایت و رزومهها را چك كنند. از طرف دیگر هم شركتهایی هستند كه فرمها را ظرف یك هفته مطالعه میكنند و مرحله بعدی را شروع میكنند. این فقط بستگی به زمان و موقعیت مسئولان و افراد شركت دارد كه چه زمانی سایت را بررسی و فرمها را مطالعه كنند. شما فرم رزومهتان را به بهترین شكلی كه میتوانید، بنویسید و بفرستید. شركتها تاكتیكها و روشهای تقریباً مشابهی دارند كه از میان این چند صد هزار نفر، نیروهایی با مهارتها و تواناییهایی را كه لازم دارند، پیدا كنند. در هر حال یادتان باشد كه هیچ محدودیت زمانی و اجباری برای آنها وجود ندارد و ممكن است بعد از یك مدت نسبتاً طولانی با افراد تماس بگیرند.
ممكن است از ارسال رزومه تا تأیید آنها و گذاشتن قرار مصاحبه، تا دو یا سه ماه هم طول بكشد. تنها كار و بهترین كاری كه میتوانید بكنید این است كه رزومهای بنویسید كه نظر آنها را جلب كند و در مورد شما و صلاحیتهایتان كنجكاو شوند. حالا دیگر اوضاع فرق میكند. كارها سریعتر پیش میرود.
مرحله بعدی معمولاً مصاحبه تلفنی است. آنها به صاحبان این رزومهها زنگ میزنند و بیشتر هم از مهارتهای فردیشان سؤال میكنند كه مطمئن شوند رزومه را خودِ همین شخص نوشته است و درستی محتوای آن را تأیید كند. سؤالهایی تخصصی كه درباره بخش فنی و جزئیات تكنیكی كار است. از شما میپرسند كه میخواهید دقیقاً چه شغل و سِمَتی داشته باشید و از پس چه كارها و مسئولیتهایی خیلی خوب بر میآیید و میخواهند كه همه اینها را با توجه به علاقه و مهارتتان درجه بندی كنید و نتیجه را به شركت ایمیل كنید.
در واقع میبینید كه این تماسهای تلفنی، بعد از مطالعه رزومههاست (پس باید رزومه خوبی بفرستید)، زیرا هدفشان این است كه بفهمند خودتان آن را نوشتهاید و صحت محتوای آن را تأیید میكنید و تصمیم بگیرند از میان همه این متقاضیان چند نفر (و چه افرادی را) برای مصاحبه حضوری دعوت كنند. آنها لیست كوتاهی از چند اسم را تهیه میكنند كه برای هر شغل و كاری كه احتیاج دارند، چند نفر برای مصاحبه انتخاب میشوند و این افراد گزینش شده، بسته به آن شغل و سِمَتی كه قرار است داشته باشند، باید بین 2 تا 10 مصاحبه انجام دهند. البته نترسید: همه این مصاحبهها خیلی سخت و وقتگیر نیستند. ممكن است تمام این مصاحبهها و كارهای اداری مربوط به آنها یك روزه تمام شود.
● مصاحبه
مصاحبههای حضوری مهمترین مرحله گزینش افراد است كه شركتها در این مرحله خیلی هم دقیق و سختگیرند. اینجاست كه از استخدام افراد مطمئن میشوند. به همین دلیل باید از هر جهت آماده، كامل، با اعتماد به نفس بالا و ظاهر خیلی خوب در این جلسات شركت كنید. اكثر این شركتها مشخص میكنند كه چه كسانی از شما مصاحبه میگیرند و سِمَت و كارشان در شركت چیست. چون در این صورت افراد با آمادگی بیشتری در جلسات حاضر میشوند. حتی نام مصاحبهكنندگان را هم از پیش به شما میگویند. وقتی بدانید در مقابل چه كسانی حاضر میشوید و سؤالات احتمالی آنها از شما چیست، آرامش و اعتماد به نفس بیشتری خواهید داشت و امتیاز بالاتری برای قبولی در مصاحبه دارید.
همچنین اگر در طول مصاحبه بیشتر در مورد جزئیات كار، شركت، مسئولیت افراد و خودتان سؤال كنید، هم با كنجكاویهایتان (البته به اندازه!) آنها را تحت تأثیر قرار میدهید و نشان میدهید كه خیلی مشتاق و دقیق هستید؛ و هم اینكه زمان كمتری باقی میماند تا آنها سؤالپیچتان كنند!
هر سه این شركتهای بزرگ، راه و روش و تكنیكهای تقریباً مشابهی را برای شناسایی تواناییها، شخصیت افراد و انتخاب آنها دارند. آنان تستهایی میگیرند كه دانش فنی و مهارتهای افراد را در كار ارزیابی میكنند و تقریباً همین روال را در مراحل مختلف به شیوههای گوناگون تكرار میكنند؛ فقط در ظاهر متفاوت است. هدفشان هم از این كار این است كه انعطافپذیری و تسلط افراد را بسنجند.
همان طور كه گفته شد، چند مصاحبه انجام میشود كه معمولاً با هدف بررسی دانش فنی و مهارت كاری مصاحبه شونده شروع میشود. مصاحبهكنندگان هم در این قسمت با دقت و حساسیت روی جزئیات و نسبتاً سختگیرانه عمل میكنند. مثلاً یكی از آنهایی كه در این مصاحبهها قبول شده بود، میگفت كه در این مرحله با او حدود یك ساعت مصاحبه كردند و در طول آن فقط مهارت و تسلطش به كدنویسی روی وایتبرد را میسنجیدند. تمام سؤالهای آنها درباره همین موضوع بود. روندی كه طی میكرد و انتخابهایی كه در موقعیتهای مختلف انجام میداد و دلیل این انتخابها. اینكه چطور میتواند كار را سریعتر پیش ببرد؟ آیا تعداد كاربران ورودی را محدود میكند یا از حافظه كمتری استفاده میكند؛ و از این قبیل سؤالها. در واقع آنها در تمام این مدت داشتند فقط راهها و انتخابهای ممكن را پس و پیش میكردند و به عبارتی همان یك سؤال را به چند صورت مختلف میپرسیدند.
مصاحبهشوندگان برای این موقعیتهای فرضی باید راه حلهای درست و قابل قبولی ارائه دهند و درباره انتخابهایی كه میكنند دلیلهایی منطقی داشته باشند. چون به هر حال وقتی كارمند رسمی این شركت شدند، باید به همین ترتیب عمل كنند. در كنار این تستها كه مهارتهای فنی را میسنجند، سؤالهای دیگری هم پرسیده میشود تا مصاحبهكنندگان دریابند شما چطور فكر میكنید، تحلیل میكنید و روابط اجتماعیتان چگونه است. سؤالها هر چه باشد، مربوط یا ظاهراً بیربط، هدف مصاحبهكنندگان این است كه مطمئن شوند شما از هر جهت برای انجام این كار در این شركت مناسب هستید. و در مقابل مشكلات پیشبینی نشده، چه عكسالعملی دارید. مثلاً اگر قرار است مدیر برنامه شوید، اولویت بر این است كه به جزئیات كار خیلی دقت كنید، برنامهریزیهای دقیقی داشته باشید و مطمئن شوید همان محصولی را كه مورد نظر مشتری است، به دستش میرسد.
كسی هم كه با عنوان مهندس استخدام میشود باید مسائل را خوب تحلیل كند و وقتی فهمید مشكل از كجاست، بهترین راه حل را ارائه دهد. وقتی بخواهند درباره سوابق كاری و فعالیتهایتان در شركتهایی كه قبلاً بودهاید اطلاعاتی بگیرند، مستقیم درباره این موضوعات از شما پرسش نمیكنند. بلكه از لابهلای حرفهایتان و همچنان كه به سؤالها جواب میدهید و راه حلهایی كه برای موقعیتهای فرضی پیشنهاد میكنید، میفهمند كه پیش از این چه جایگاهی داشتید و از پس چه وظایفی خیلی خوب بر میآیید. در نهایت هم ممكن است این طور مطرح كنند كه مثلاً اگر در شركتی كه پیش از این آنجا كار میكردید، با این مشكل روبهرو میشدید، آن را چطور حل میكردید.
سؤالی كه آنها تقریباً از همه میپرسند این است: «سختترین موقعیتی كه در آن قرار گرفتهاید چه بوده است؟ شما چه راه حلی برای آن ارائه دادید؟ و چطور آن بحران را پشت سر گذاشتید؟» با جوابهایی كه افراد مختلف به همین سؤال میدهند، خیلی راحت آنهایی كه تظاهر به بلد بودن و مهارت میكنند مشخص میشوند و بدون شك هم فوراً از لیست حذف میشوند. اگر تا این مرحله پیش رفتهاید، باید برای این سؤالها آماده باشید. پس همواره موقعیتی را آماده داشته باشید كه درباره آن توضیح بدهید. راه حلها را خوب و دقیق بیان كنید در آخر هم بگویید كه چه تغییرات خوبی ایجاد شد و چه امتیازاتی داشت (با اغراق جنبههای مثبت این موقعیتها را توضیح دهید) و اینكه چه چیزهایی هم یاد گرفتید.
● نترسید!
یكی از مسائلی كه باعث میشود افراد از این جلسات مصاحبه بترسند و دستپاچه شوند، تعداد و تنوع زیاد مصاحبهها و مصاحبهكنندگان است. یكی از كسانی كه برای پُست مهندسی نرمافزار درخواست داده بود و این مراحل را پشت سر گذاشته بود میگفت كه اكثر مصاحبههایی كه داشت، با یك تیم یك یا دو نفره انجام شده بود كه البته جلسات و سؤالهایی كه میپرسیدند خیلی با هم فرق میكرد و همینها باعث شده بود كه مصاحبهها برایش خیلی سنگین و خسته كننده باشد. این روشِ مصاحبههای زیاد و سؤالهای متعدد از افراد، استراتژی خیلی از شركتهای بزرگ است. این وسواسها هم برای این است كه بهترین فردی را كه میتوانند برای شركتشان پیدا كنند و انعطافپذیری و تسلط افراد را با قرار دادن او در یك موقعیت بحرانی فرضی و محدودیتها و فشارهای روحیای كه خواهند داشت، دریابند.
اما این را هم باید گفت كه هیچ روند ثابت و فوت كوزه گریای برای به خیر گذراندن این مراحل وجود ندارد. نمیتوانید از محتوای سؤالات یا جزئیات دیگر مطمئن باشید. اما روند كلی و معمول آنها همین است. با دانستن همین كلیات، میتوانید با آرامش و آگاهی بیشتری مصاحبهها را انجام دهید.
مثلاً شركت اَپل معمولاً این طور است كه هر مصاحبهكننده، با توجه به كار و علاقه خودش، فقط سؤالات مربوط به همان حوزه را میپرسد. یكی دایم در مورد بخش فنی و تكنیكی، و یك مدیر به جنبه پیشینههای تحصیلی و دانشگاهی افرادی كه قرار است آنجا كار كنند خیلی اهمیت میدهد و از شما درباره وضعیت تحصیلیتان و دورههایی كه گذراندهاید، سؤال میكند.
نفر دیگر هم شاید فقط بیاید و درباره خودتان، اینكه چه جور شخصیتی دارید و سرگرمیهایتان چیست و اوقات فراغت را، وقتی كار و مسئولیتی ندارید، چه طور میگذرانید، بپرسد و با شما صحبت كند. یك نفر دیگر هم برای شما موقعیتهای بحرانی فرضی ترسیم كند و از شما بخواهد كه راه حلهایی ارائه دهید. یكی هم بیاید و سؤالهای عجیب و نامتعارفی مثل «چه تصویری از خودتان در پنج سال آینده دارید؟» را مطرح كند. در چنین حالتی شاید این طور به نظر بیاید كه دارند دائم از موضوعی به موضوع دیگری میپرند و حواس شما را پرت میكنند.
● ظاهرپسند باشید
نكته مهم دیگری كه میتواند امتیاز زیادی برای شما به ارمغان بیاورد و اصلاً نباید دست كمش گرفت، لباس و پوششی است كه با آن در جلسات مصاحبه حاضر میشوید. این تصور را دور بیندازید كه همان استراتژی قدیمی تیشرت و شلوار جین (كه به این منظور بود كه فرد اعلام كند لباس بیاهمیت است و باید فقط كار را خیلی خوب بلد باشیم) را ادامه بدهید. در این دور و زمانه، دیدِ همه عوض شده است و خیلی چیزها تغییر كرده است. حتی خودِ شركت مایكروسافت هم در مصاحبهها و جلسات رسمیاش این نكات را در نظر میگیرد؛ در حالی كه خود آن به راحتی در پوشش كارمندانش معروف است و هیچ قانون ثابت و اجباری در مورد پوشش آنها ندارد.
اما همان طور هم كه گفتیم آنان در مصاحبهها و انتخاب افراد جدید خیلی سختگیر و جدی هستند. پس شما باید با لباسهای شیك و آراسته و ظاهری مناسب برای مصاحبهها بروید. از طرف دیگر برای شركت گوگل آرامش و راحتی افراد در محیط جلسات مهم است. آنها میخواهند كه همه مخصوصاً مصاحبهشوندگان آنجا ریلكس و آرام باشند و تا حد ممكن استرس نداشته باشند. این را هم بگویم كه در این مورد استثناهایی هم هست. مثلاً برای شغلی مثل client-partner executive فرق میكند و افراد میتوانند با لباس راحت به جلسه مصاحبه بیایند. این را هم بدانید كه بسته به شغلی كه برای آن درخواست دادهاید، دیدِ آنها و نحوه قضاوتشان در مورد شما متفاوت میشود.
در پایان هم اگر موفق شدید نظر آنها را جلب كنید و با استخدام شما موافقت شد، موضوع دیگری دارید كه این را هم باید با تیزهوشی و حوصله بین دو طرف، خودتان و شركت، حل كنید: موضوع درآمد شما و حقوقی كه هر ماه از شركت میگیرید باید كاملاً بین شما و شركت حل شود و قبل از آنكه كار را شروع كنید دربارهاش به توافق برسید. باید بدانید حقوق پرداختی هر كدام از این شركتها به كارمندانش با شركت دیگر فرق میكند. مثلاً شركت مایكروسافت قوانین ثابتی در این زمینه دارد و برای هر گروه از كارمندان خود، میزان حقوق ثابت و از پیش تعیین شدهای دارد و طبق همان عمل میكند. گوگل انعطاف بیشتری دارد و حقوق كارمندانش، توافقی و بسته به میزان كاری كه انجام میدهند، به آنها پرداخت میشود؛ و در پایان اگر نیمه جانی در بدن شما باقی مانده باشد، حالا میتوانید موفقیت و شغل تازهتان را جشن بگیرید!
● نمونه سؤالها
شركتهای IT از متقاضیان و آنهایی كه درخواست كار در آنها میدهند دو گونه سؤال و تست طرح میكنند. یك سری سؤالات فنی و محاسباتی درباره برنامهریزی و امور مربوط به شبكه است و دوم سؤالهای تحلیلی و تست هوش است كه نشان میدهد افراد چه طور فكر میكنند و چه قدر سریع جواب میدهند. در مورد این دسته آخری، هیچ كلید و جواب ثابتی وجود ندارد. اما برای آنهایی كه جوابهای خیلی پرت بدهند، گیج بشوند و عكسالعمل خیلی كُندی داشته باشد، خیلی گران تمام میشود. مثلاً شركت گوگل سه معیار برای ارزیابی پاسخگویی افراد دارد: اینكه چطور از پاسخهایی كه میدهند دفاع میكنند و چرا آن راه حل را انتخاب كردند؟ جوابی كه فرد داد در مقایسه با جوابهایی كه بقیه میدهند در چه مرتبهای قرار میگیرد؟ و این جواب تا چه حد به شغل و كار او نزدیك و شبیه است؟
برای اینكه منظور ما از چنین سؤالهایی را راحتتر متوجه شوید، در ادامه چند تا از این نمونه سؤالها را كه در مصاحبههای شركتهای بزرگی چون گوگل، مایكروسافت و اپل پرسیده میشود، آوردهایم.
سؤال: یك نفر به مدت هفت روز برای شما كار میكند. به عنوان دستمزد او، شما یك شمش طلا دارید كه خط بُرش برای هفت قسمت مساوی روی آن هست.
اگر اجازه داشته باشید فقط دو بُرش روی شِمش بزنید، چه طور شمش را تقسیم میكنید كه هر روز مُزد كارگرتان را به او بپردازید؟
جواب: میبینید كه این یك سؤال هوش است و در ضمن هم، آنها انتظار شنیدن یك جواب ثابت از همه را ندارند. اما برای آنها مهم این است كه به این سؤال چه عكسالعملی نشان میدهید، چه جوابی میدهید و جواب شما چقدر خلاقانه، منطقی و قابل اجراست. یك جواب این است كه شمش را به قسمتهای یك، دو، و چهار قسمتی بُرِش بزنیم. روز اول تكه یك قسمتی را به كارگر بدهیم. روز دوم مُزد روز قبل را از او بگیریم و تكه دو قسمتی را به او بدهیم. روز سوم تكه یك قسمتی را هم به او بدهیم. روز چهارم همه قبلیها را بگیریم و آن تكه چهار قسمتی را بدهیم؛ و الی آخر.
گفتیم كه این تنها پاسخ درستی نیست كه بتوان به این سؤال (و سؤالهایی مثل این) داد. ممكن هم هست كه مصاحبهكنندگان بهانه تراشی كنند كه شاید كارگر همان روز اول شمش را تبدیل به پول نقد كرده باشد و حالا میخواهید چه كار كنید. برخی افراد نیز ممكن است راههای دیگری پیشنهاد كنند كه خیلی ساده و كاربردی باشد. مثلاً اینكه شمش را آب كنند یا آن را به بانك ببرند و تبدیل به پول نقد كنند و مانند اینها.
سؤال: چرا همه حفرهها و چاههایی كه در زمین میكنند و برای دسترسی افراد به كانالهای زیر زمینی است، گِرد طراحی میشود؟
جواب: پاسخ ثابتی وجود ندارد و هركس جوابی میدهد. اما مصاحبهشوندگان باید بتوانند برای هر جوابی كه میدهند دلیل منطقیای بیاورند. شاید برای این گِرد است؛ چون فقط در این حالت و با این شكل هندسی است كه درب چاه به داخل آن نمیاُفتد ولی اگر مربع یا مستطیل بود، میافتاد. یا چون این اولین و راحتترین شكلی است كه به ذهنشان رسیده و مشكلی با آن نداشتند. بعد از آن هم همان مُدل قدیمی را بدون هیچ تغییری تكرار كردهاند. هر كدام از آنهایی كه مصاحبه میشوند، مهندس باشند یا حسابدار، بنا به حرفه و تجربیات خودشان جوابی به این سؤالها میدهند و هر كدامشان گِردی درب حفرههای چاه را به گونهای توجیه میكند.
سؤال: چگونه میتوان از نرمافزاری رایانهای برای یك بالابر در ساختمانی صد طبقه بهره برد؟ شما برای حداكثر دسترسی چه بهینهسازیهایی را توصیه میكنید؟ متغیرهایی چون ترافیك كاری وسط هفته، طبقات مختلف یا ساعت روز چه تأثیری بر آن میگذارند؟
جواب: جواب افراد به سؤالهایی مثل این نشان میدهد كه تا چه حد میتوانند یك مسأله و موقعیت را تصور كنند و چقدر حواسشان هست كه همه ابعاد و جوانب آن را در نظر بگیرند. این مورد بیشتر مربوط به مهندسان معماری كامپیوتر میشود و افراد باید الگویی ارائه بدهند كه هم قابلیت سرویس و خدماترسانی به همه طبقات را داشته باشد و هم این را در نظر بگیرد كه در ساعتهای شلوغی، طبقات مهمتر در اولویت باشند و سرویسدهی به طبقات كم اهمیتتر و آنهایی كه رفت و آمد زیادی ندارند محدود شود. آنان باید حساب این نكته را هم داشته باشند كه چند آسانسور و طبق چه هماهنگی و برنامهای كار كنند كه حداقل زمان انتظار را برای كاربرانش در ساختمان داشته باشد. یك راه میتواند این باشد كه در ساعتهای شلوغ، آسانسور فقط در تعداد محدودی از طبقات بایستد. جواب افراد باید نشان بدهد كه آنها فقط به مورد آسانسور فكر نمیكنند و كاربران، موقعیت آنها و رفع سریع نیازهایشان برایشان اهمیت دارد. مثلاً اگر آسانسور محدودیت وزنی دارد، طوری برنامهریزی كنند كه اگر فقط برای یك نفر دیگر جا داشت، دیگر برای سوار كردن نایستد.
منبع: نشریه PC PRO، فوریه 2010