*علی ناصری- مقایسه تحولات سه دهه اخیر حاكی از آن است كه این تحولات نسبت به گذشته تفاوت اساسی دارد كه علت اصلی این اختلافها مربوط به انقلابی است كه در این دههها رخ داده است. وقوع انقلاب اطلاعات و ارتباطات در این سالها باعث شده است كه عصر حاضر نیز به نام عصر اطلاعات و ارتباطات نامیده شود. عاملی كه باعث به وجود آمدن چنین عصری شده است، «فناوری اطلاعات و ارتباطات» است. بیشك همه كشورها به اهمیت اشاعه فناوری اطلاعات و ارتباطات به عنوان ابزاری برای توسعه در تمام حوزهها پی بردهاند و در برخی موارد آن را به عنوان راه میانبر كشورهای در حال توسعه مطرح میكنند.
سؤال مهمی كه در این میان برای كشورهای در حال توسعه مطرح میشود این است كه چگونه میتوان فناوری اطلاعات و ارتباطات را در كشور با توجه به ساختار و ویژگیهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و فنی گسترش داد تا منافع آن را در حداكثر و مضرات احتمالی آن را در حداقل نگه داشت؟ در این گزارش سعی شده تا با بیان تجربیات و دستاوردهای كشورهای توسعه یافته و در حال توسعه در به كارگیری فناوری اطلاعات به عنوان عامل توسعه و افزایش بهرهوری به صورت اجمالی به سؤال مطرح شده پاسخ داده شود.
بررسیها نشان میدهد كه در سال 1965 فناوری اطلاعات و ارتباطات حدود پنج درصد از هزینههای سرمایهگذاری شركتها را به خود اختصاص داده است؛ این رقم در دهه 1980 به 15 درصد افزایش یافت و در ابتدای دهه 1990 هزینههای سرمایهگذاری فناوری اطلاعات شركتها به 20 درصد و در انتهای دهه 1990 به 50 درصد كل هزینههای سرمایهگذاری شركتها رسید. در واقع در دهه 1990، تحول بسیار مهمی با عنوان «انقلاب فناوری اطلاعات و ارتباطات»، در صحنه اقتصاد اتفاق افتاده است كه پایه اقتصاد جدید را تشكیل داده و بر رشد اقتصادی آمریكا و برخی كشورهای دیگر تأثیر بسزایی گذاشته است.
بطوری كه این فناوری بنیان كسبوكار را تغییر داده و میتواند به مزیتهای استراتژیك برای شركتها تبدیل شود. گسترش فناوری اطلاعات و ارتباطات در كشورهای توسعه یافته باعث افزایش كارایی اقتصاد این كشورها شده است و بهبود عملكرد سازمانها، ظهور بازارهای جدید، بهبود متغیرهای خرد و كلان اقتصادی كشورهای توسعه یافته از دهه 1990، حاصل سیاستهای اشاعه فناوری اطلاعات و ارتباطات در این كشورهاست.
در بعضی تعاریف، عصر جدید با دو مؤلفه مشخص میشود: یكی جهانی شدن كه در جهت قانونزدایی، تجمع بازارهای جهانی در زمینه كالاها، نیروی كار و سرمایه و افزایش رقابت است و دیگری انقلاب تكنولوژی بر پایه فناوری اطلاعات و ارتباطات همه منظوره، كه موجب افزایش رشد اقتصادی و بهرهوری شود. در تعاریف اخیر، اقتصاد جدید، اقتصادی است كه با استفاده از تولید و به كارگیری محصولات و خدمات فناوری اطلاعات و ارتباطات از رشد بالای تولید و بهرهوری برخوردار باشد.
بسیاری از اقتصاددانان كه در قالب بهرهوری مشغول به تحصیل هستند، فناوری اطلاعات و ارتباطات را به عنوان هسته اصلی تغییرات فنی زمان حاضر میدانند و سعی در كمّی كردن اثر آن دارند. در كنار آمریكا، در بعضی از كشورهای توسعه یافته و در حال توسعه، تولید و به كارگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات موجب افزایش بهرهوری و رشد اقتصادی شده است و از بین كشورهای توسعه یافته میتوان به استرالیا، سوئد، فنلاند و ایرلند اشاره كرد كه از تولید فناوری اطلاعات و ارتباطات بهرهمند شدهاند. مطالعات اولیه در سطح كلان كه از دادههای اواخر دهه 1980 و اوایل 1990 استفاده كردهاند، به این نتیجه رسیدند كه سهم فناوری اطلاعات در بهرهوری و رشد اقتصادی بسیار اندك بوده است.
توضیحی كه در این خصوص ارائه شده است، مدعی است كه سرمایهگذاری فناوری اطلاعات، نسبت بسیار اندكی از موجودی سرمایه كل اقتصاد را برای داشتن اثرات اساسی در بهرهوری اقتصادی داشته است. برای مثال، در طی دهه 1990 در آمریكا، سرمایهگذاری در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات با شتاب كاهش در قیمتهای كامپیوتر، از میانگین نرخ سالانه 17 درصد در طی دوره 95-1959، به حدود 32 درصد در دوره كوتاه 99-1995 رسیده است. واضح است كه قیمتهای كاهنده فناوری اطلاعات و ارتباطات، منجر به افزایش تشویق سازمانها به جانشینی فناوری اطلاعات و ارتباطات به جای نیروی كار و سایر اشكال سرمایه، همانند كارخانه، ماشینآلات و یا تجهیزات شده است.
سرمایهگذاری در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات، تأثیر عمدهای بر بهرهوری نیروی كار و رشد اقتصادی در سطح كلان داشته است. بهرهوری نیروی كار ایالات متحده كه طی دوره 95-1973 سالانه 5/1 درصد رشد كرده بود، در طی سالهای 2000-1995 سالانه 1/3 درصد رشد كرده است. این شتاب، در بهرهوری اخیر و رشد اقتصادی، به اثر معنادار و مهم سرمایهگذاری فناوری اطلاعات و ارتباطات در اكثر مطالعات اقتصاد كلان نسبت داده شده است. بر اساس مطالعات «برنامه توسعه سازمان ملل» در سال 2001 در مورد ICT، در كشورهای در حال توسعه، دو رویكرد حاكم است.
برخی كشورها ICT را به عنوان یك بخش تولیدی و عدهای نیز آن را به عنوان محرك سایر بخشها دنبال میكنند. برای استفاده از این فناوری به عنوان ابزار توسعه پایدار باید سیاستهای مطلوب و بهینه گسترش فناوری اطلاعات و ارتباطات با توجه به امكانات و ساختار موجود كشور اتخاذ شود تا افزایش كارایی اقتصادی فراهم گردد.
1. فناوری اطلاعات و بهرهوری در كشورهای توسعه یافته
تاكنون كسی به این سؤال جواب صریح نداده است كه مقدار لازم و كافی فناوری اطلاعات و ارتباطات در توسعه اقتصادی كشورها چقدر است؟ روزگاری كشورهای صنعتی خود توسعه نیافته بودند و قطعاً گذر از مراحل مختلف توسعه آنها از طریق برنامهها و كمكهای فناوری اطلاعات و ارتباطات انجام نگرفته است. حتی برخی از محققان پا را فراتر نهاده و اعتقاد دارند كه در كشورهای صنعتی، فناوری اطلاعات و ارتباطات نقش مهمی در افزایش بهرهوری این كشورها ندارد.
«سولو» اولین بار، چنین استدلالهای متناقضی را بیان نمود. وی میگوید كه «شما رشد رایانه را میتوانید در همه جا ملاحظه كنید، ولی دادههای بهرهوری چنین رشدی را از خود نشان نمیدهند. این تناقضها از راههای مختلف توجیه میشود، یكی اینكه چون اقصادهای پیشرفته، اقتصادهایی هستند كه در شرایط كارا عمل میكنند، لذا معرفی فناوری اطلاعات و ارتباطات در چنین اقتصادهایی تنها میتواند یك اثر نهایی(Marginal Effect) داشته باشد؛ یعنی اگر چه معرفی هر واحد تولیدات و خدمات فناوری اطلاعات و ارتباطات میتواند بر تولید ناخالص داخلی این كشورها اثر بگذارد، ولی این اثرات بطور چشمگیری فزاینده نخواهد بود.»
در حال حاضر، فناوری اطلاعات و ارتباطات، محور اصلی توسعه و رونق اقتصادی كشورهای پیشرفته به شمار میآید. جریان فناوری در فرآیندهای مختلف اقتصادی مؤثر است، به گونهای كه این فناوریها، از لحاظ اقتصادی و در كنار عوامل تولید، منجر به كاهش هزینهها و افزایش بهرهوری در تولید و نهایتاً افزایش رشد اقتصادی در كشورهای توسعه یافته گردید و به دنبال آن با اندكی تأخیر، این تأثیر در برخی از كشورهای در حال توسعه نیز مشاهده شده است. در جریان رشد اقتصادی، تغییرات تكنولوژیك، نقش مهمی ایفا میكنند. تغییرات تكنولوژیك در پیوند با تحول روشهای تولید است كه منبعث از نوآوری و استفاده از روشهای نوین در تولید میباشد. تغییرات تكنولوژیك سبب افزایش بهرهوری كار، بازدهی سرمایه و سایر عوامل تولید میشود.
پتانسیل فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطاتی در جهت شتاب بخشیدن به توسعه اقتصادی و ارتقاء سطح زندگی مردم و از سوی دیگر، پافشاری جوامع بینالمللی بر اهمیت بهبود دسترسی به فناوریهای مذكور (به خصوص در كشورهای در حال توسعه) قابل ملاحظه است. دسترسی و گسترش فناوری اطلاعات و ارتباطات، رایانهها، شبكههای دیجیتال، ارتباطات از راه دور، تلویزیون و غیره منجر به ایجاد ظرفیتی بیسابقه در اشاعه دانش و اطلاعات شده است. اگر چه اثر عصر اطلاعات در بسیاری از قسمتهای دنیا در آموزش، پژوهش، پزشكی، دولت، كسبوكار و سرگرمی احساس میشود، لیكن مزایای آن تنها در دسترس 5 درصد از جمعیت جهان است.
در سال 2000، ده كشور اول دنیا در زمینه فناوری اطلاعات و ارتباطات، تقریباً 80 درصد بازار جهانی فناوری ارتباطات و اطلاعات را در اختیار داشتند و 10 كشور سطح پایین دنیا در زمینه فناوری اطلاعات و ارتباطات، كمتر از یك درصد بازار را در اختیار داشتند. شكاف دیجیتال و فاصله روزافزون كشورهای توسعهنیافته از كشورهای توسعهیافته در دسترسی به فناوریهای اطلاعات و ارتباطات و استفاده از این فناوریها برای بهبود بهرهوری و كارآیی فرآیندها در همه بخشهای زندگی، در سطح خرد و كلان است. همچنین این پدیده به مفهوم به كارگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات در ایجاد زیرساخت مناسب برای مشاركت فعال در تولید دانش و فناوری اطلاعات و ارتباطات و مصرف ابزار و كالاها و خدمات دیجیتالی است.
جدول (1) تعداد ابزارها و امكانات مرتبط با فناوری اطلاعات و ارتباطات را، در هر هزار نفر جمعیت از گروههای مختلف از كشورهای جهان در سال 2005 نشان میدهد. در این جدول، برای آنكه امكان مقایسه كشورهای مختلف فراهم شود، سعی شده است كه كشورها از نظر درآمدی و جغرافیایی طبقهبندی شوند. وسایل مورد بحث، شامل تلویزیون، تلفن، تلفن همراه و كاربران اینترنت هستند. این جدول، تا حد زیادی، بیانگر آن است كه وسایلی كه دارای قدمت بیشتری هستند، گسترش بیشتری یافتهاند. دو دلیل عمده برای این امر میتوان برشمرد: اول آنكه با گذشت زمان، افراد نسبت به وجود و مزیتهای یك فناوری اطلاع كسب كرده و احساس نیاز نسبت به آن شكل میگیرد.
|
مناطق مختلف
|
تلویزیون
|
تلفن
|
تلفن همراه
|
كاربران اینترنت
|
|
شرق آسیا
|
800
|
188
|
243
|
74
|
|
اروپا و آسیای مركزی
|
920
|
79
|
457
|
138
|
|
اتحادیه اروپا
|
970
|
526
|
904
|
443
|
|
كشورهای فقیر
|
130
|
5
|
41
|
13
|
|
كشورهای ثروتمند
|
980
|
537
|
772
|
545
|
|
كشورهای ثروتمند عضو"
OECD" (organization for Economic Cooperation and development)
|
970
|
380
|
794
|
345
|
|
كشورهای ثروتمند عضو"OECD" (organization for Economic Cooperation and development)
|
980
|
551
|
770
|
563
|
|
آمریكای لاتین
|
880
|
180
|
319
|
115
|
|
كشورهای در حال توسعه
|
110
|
9
|
28
|
8
|
|
كشورهای كم درآمد و متوسط
|
540
|
121
|
186
|
63
|
|
كشورهای كم درآمد
|
150
|
30
|
41
|
24
|
|
كشورهای با درآمد كمتر از میانگین
|
880
|
186
|
245
|
74
|
|
خاورمیانه
|
880
|
90
|
129
|
58
|
|
كشورهای با درآمد متوسط
|
890
|
190
|
292
|
91
|
|
جنوب آسیا
|
320
|
35
|
41
|
26
|
|
آفریقا
|
150
|
10
|
74
|
19
|
|
كشورهای با درآمد بیشتر از میانگین
|
920
|
78
|
485
|
162
|
|
كل جهان
|
840
|
192
|
279
|
140
|
منبع : (WITSA" (World Information Technology and Services alliance, 2006
دوم آنكه با گذشت زمان، تكنولوژی تولید این وسایل، پیشرفت كرده، مقیاسهای تولید، افزایش یافته و در نتیجه قیمتها كاهش مییابد. بدین ترتیب امكان استفاده از این امكانات برای گروههای بیشتری فراهم میشود. در مورد اثر مثبت فناوری اطلاعات و ارتباطات روی رشد اقتصادی و بهرهوری، در تعدادی از كشورهای توسعه یافته شواهد بسیاری وجود دارد. البته هیچ مطالعهای كه بتواند اثر فناوری اطلاعات و ارتباطات روی رشد اقتصادی و بهرهوری در اقتصادهای در حال گذار را برآورد كند، وجود ندارد.
"بیلی و لاورسن" معتقدند كه از سال 1995 یك نوآوری اقتصادی هم در تولید و هم در استفاده از تكنولوژی اطلاعات و ارتباطات، به وجود آمده و باعث بهبود وضعیت اقتصاد آمریكا شده و به ویژه شتاب زیادی را در عملكرد بهرهوری كل عوامل تولید به وجود آورده است. آنها معتقدند كه تأثیر عمده فناوری اطلاعات بر بخشهای خدماتی همانند مالی و تجاری بوده است. تحقیقات مشابه دیگری نیز نشان دادهاند كه سرمایهگذاری در فناوری اطلاعات و ارتباطات، جایگزینی برای نیروی كار است؛ زیرا استفاده از فناوری اطلاعات به بنگاهها اجازه میدهد كه تعداد افراد حاضر در بنگاه را كاهش دهند و یا ستانده را سریعتر افزایش دهند.
*مدیركل دفتر امور زیربنایی وزارت ارتباطات