شبكه یكپارچه بانكی در میزگردی با كارشناسان بانكهای دولتی و خصوصی
سوئیچینگ زبان مشترك خودپردازها
تاريخ:26 آبان 1388
بانكداری الكترونیكی یكی از نقطههای حساس و بزنگاههای فنی تقابل سنت و مدرنیته است. ایرانیان طی دو دهه اخیر در یك فرازونشیب بلند بخت خود را می آزمایند تا بخشی از فرایند مدرنیته را در درون جامعه مدرن تجربه كنند. با ورود خودپردازهای الكترونیكی در اوایل دهه هفتاد این تجربه به كمك اركانی از دولت و تكنوكراتهای ایرانی آغاز شد و آرام آرام این رابطه و تعامل به متن مردم آمد و مردم به تدریج اثرات این ابزار تكنولوژیك را در درون زندگی خود احساس كردند. اینك دو دهه از ورود این ابزار مدرنیته سپری شده است. بخش عظیمی از جامعه امروز در گیرودار این تراكنش الكترونیكی بانكی است كه به وضوح متاع زمان و مكان را به ثمن بخس دریافت میكند اما هنوز راه طولانی مانده كه تجربه و آموزه اجتماعی موثر مبدل شود و خود را در انقلابواره ملی ببیند. یكی از این مقولههای مهم جا مانده در شبكه بانكی حلقه سویچینگ كه از چند سال پیش كار مطالعات آن آغاز شد و بخشی از تجربه آغاز شده است. اینك در آستانه تحولی بزرگ قرار داریم كه تا سر منزل مقصود نرسیم حلقه مهمی از این زنجیره در چرخه اقتصادی ایران و تعامل ما با جهان امروز مغفول میماند. ماهنامه دنیای كامپیوتر وارتباطات در این شماره با دعوت از مدیران معتبر بانكی بخش مغفول مانده نظام بانكی را به بحث و مباحثه نهاده است.
من میخواهم از جمع بپرسم كه وظیفه بانكها نسبت به این قضیه چیست و چه مشكلاتی بر سر راه آنها در این زمینه وجود دارد و چه تدابیری در بانكها برای این مسأله اندیشیده شده است؟
اوضاعی: اگر مخاطب ما مخاطب عام است و تخصص خاصی در این زمینه ندارند، قصد دارم كه مسئلهای عمومی را بیان كنم. با توجه به گستردگی و تنوع بحث سوئیچینگ، خواهش میكنم كه مشخص كنید چه بخشی از سوئیچینگ مد نظرتان است؟ چون ما قسمتهایی از سوئیچینگ را داریم كه در ارتباطات بین بانكی تعریف شده است و تبادلات بین بانكها از طریق آن ساختار جابجا میشود و قسمت دیگر استانداردهای خاصی است كه هر بانك به تبع خدماتی كه ارائه میدهد، از قالب سوئیچینگ استفاده میكند. فكر میكنم كه شناخت ماهیت سوئیچینگ مورد توجه و انتظار مخاطب شما نیست؛ و اینكه چه انتظاری از تبادل اطلاعات به وسیله این ابزار در مخاطب به وجود میآید، بیشتر مورد توجه قرار میگیرد. شاید شبكه یكپارچهای كه مورد نظر سرویسگیرندگان خدمات بانكی است، نیازمند نوع خاصی از سوئیچینگ باشد كه در واقع ما را به بحث تبادلات بین بانكی هدایت میكند و ایجاد شبكه گستردهای كه در آن شبكه یكپارچه بانكها بتوانند به راحتی با یكدیگر ارتباط برقرار كنند و استاندارد یكنواختی را بین خودشان ایجاد كنند، ضروری است.
این شبكه در حال حاضر وجود ندارد؟
اوضاعی: توجه داشته باشید كه نمیتوانیم به صورت خاص بگوییم كه اصلاً وجود ندارد چون خودتان اشارهای به بحث شبكه شتاب داشتید كه در واقع تبادل بین بانكی از طریق آنها كه به عنوان یك سویئچ متمركزكننده و تبادلكننده اطلاعات هستند، شناخته میشوند. در موارد دیگر هم میتوانیم به سیستمهایی مثل ساتنا سرویسهای پایا وACH اشاره كنیم كه از جمله ابزار تبادل اطلاعات هستند و این امكان را برقرار میكنند كه بانكها با یكدیگر به وسیله یك زبان مشترك صحبت كنند.
من به عنوان یك مخاطب عام، هنوز متوجه نشدم كه سوئیچینگ چیست و چه اتفاقی در شرف وقوع است؟
اوضاعی: من دقیقاً به همین نكته اشاره كردم. در واقع آن مسألهای كه به عنوان سوئیچینگ بین بانكها و بانك مركزی مرسوم است، و از این كلمه در صحبتهای خاص خودشان استفاده میكنند، بحث زیرساختها وسویئچهای داخلی بین بانكها نیست؛ زیرا زمانی این مسأله جلوه عمومی پیدا میكند كه قرار باشد بانكی با بانك دیگر با یك ابزار صحبت كند. به عبارتی برای مخاطب، همزبانی بین بانكی است كه در وضعیت فعلی قسمتی از آن توسط شبكه شتاب ایجاد شده است و بخش دیگر از طریق ابزارهای ACH و ساسنا و یا ساتنا در حال شكلگیری و پیشرفت است. مسلماً مخاطبی كه قصد بررسی كلمه سوئیچینگ را دارد، به خدمات مشترك بین بانكی و ابزاری كه این زبان مشترك را ایجاد میكند، توجه میكند.
آقای مهدویانی اگر سوئیچینگ به صورت حداكثری اتفاق بیفتد، چه تغییری در نوآوری نظام بانكی در زمینه خدمات ایجاد میكند؟
مهدویانی: من تعریف خانم اوضاعی را در این زمینه كه سوئیچینگ زبان مشترك تبادل اطلاعات بانكها با یكدیگر است؛ كامل میدانم. اگر این اتفاق بیفتد كه بانكها بتوانند در یك قالب و استاندارد مشخصی با یكدیگر ارتباط برقرار كنند، طبیعی است كه نیاز مشتری در رابطه با اینكه بتواند خدمات خود را از هر یك از بانكها و در هر نقطه و مكانی بگیرد، برآورده میشود.
بطور مشخص شما چه نوع خدماتی را مثال میزنید؟
مهدویانی: بطور مثال همان بحث ساتنا كه خانم اوضاعی اشاره كردند، سامانه تسویه ناخالص آنی بلادرنگ است كه وظیفه آن، این است كه تصفیه بین بانكی را به صورت آنلاین انجام دهد. در حال حاضر نیز خدماتی بر روی این برنامه ایجاد شده است كه مشتریان میتوانند حوالههای نقدی خود را به صورت بلادرنگ و الكترونیكی به بانك مقصد ارسال كنند. این خدمات در حال حاضر كه در شتاب انجام نمیشود. مهدویانی: خانم اوضاعی درست فرمودند كه ما دارای سه نوع سیستم سوئیچینگ هستیم. یك نوع، شبكه شتاب است كه سیستم كارتی است.
در واقع اكنون ساتنا و شتاب وجود دارد و همه اینها بخشهایی از بحث سوئیچینگ هستند، اما پرسش من این است كه ما به چه افقی در بحث سوئیچینگ میخواهیم برسیم و چگونه خدمات خود را ارائه دهیم؟
مهدویانی: طبیعی است، زمانی كه مشتری بانك، از هر یك از پایانههای الكترونیكی یا شعبهای كه وجود دارد، استفاده كند و به بانك خودش كه در آن حساب دارد و یا به بانك پذیرنده كه در آن حسابی ندارد متصل شود، میتواند هر نوع خدماتی را از هر نوع بانكی دریافت كند. البته اگر آن حادثه حداكثری كه شما میفرمایید اتفاق بیفتد، مشتری به راحتی میتواند به هر پایانه الكترنیكی كه مراجعه كند، خدمات مربوط به خود را دریافت نماید. مثلاً اگر مشتری قصد خرید بلیط قطار را داشته باشد، وارد سایت آن میشود و به بخشی كه آن سایت، پذیرندههای دیگری برای پرداخت وجه مشخص كرده است، همانند بانك سامان، مراجعه میكند _ در حالی كه كارت بانك رفاه را دارد _ به راحتی میتواند خرید خود را انجام دهد.
خدمات دیگر بانكی را در سیستم تسریع تسهیلات بانكی میتوان ارائه داد؟
مهدویانی: در زمینه پرداخت تسهیلات، در حال حاضر بانك مركزی به سمت استفاده از سیستم كارت پیش میرود، تا مردم به راحتی بتوانند با مراجعه به هر پایانه ATM ای اقساط خود را پرداخت كنند.
پرسش من از آقایانی كه در بانك سامان هستند این است كه بحث سوئیچینگ بحث رقابت را به كجا میبرد و آیا این نوع رقابت با رقابتی كه بانكها با یكدیگر دارند، تداخلی دارد؟ و اصلاً چه اتفاقی برای این رقابت میافتد؟
كلالی: جایگاه این رقابت تغییری نمیكند و ثابت است. چه بسا شاید این رقابت چشمگیرتر باشد. رقابت زمانی پیش میآید كه مشتری چند بار در گیت بانك سامان قرار میگیرد، اما به هر دلیلی اعم از نقص شبكه و غیره، عملیات ناقص انجام میشود و نمیتواند بلیط رزرو كند. مشخص است كه دفعات بعدی مشتری به گیت ما مراجعه نمیكند و رقابت بین بانكها بیشتر میشود.
یعنی بحث به داخل بانك انتقال پیدا میكند؟
كلالی: البته. هم بحث مسائل فنی بانك مطرح است و هم بحث سوئیچینگ كه در پشت قضیه وجود دارد و ممكن است مشكل از سمت بانك مركزی باشد.
اصولاً ما زیرساختهای بحث سوئیچینگ را داریم و میتوانیم آن را به اجرا در بیاوریم؟
كلالی: توجه داشته باشید كه ما در حال اجرای بحث سوئیچینگ هستیم و اكثر دوستان به این موضوع اشاره كردند. من بیشتر به بحث حداكثری این مسئله و ایجاد زبان مشترك بین بانكها برای برقراری ارتباط توجه میكنم و بخش دوم صحبت من به این مربوط میشود كه هنوز كاربران در نهایت رضایت كامل نیستند.
در واقع همان گونه كه در ابتدای بحث اشاره كردم، ما به شدت در بانكداری الكترونیك و مبادلات الكترونیكی عقب ماندهایم و میتوانم بگویم كه عملاً تجارت الكترونیكی در ایران وجود ندارد و ما هنوز نتوانستهایم بطور كامل از مواهب آن بهرهمند شویم و در سیستم بانكی با این مشكلات دست و پنجه نرم میكنیم، درسته؟ ( اوضاعی: نه) چون هنوز كاربران ما نتوانستند آن ارتباط لازم را برقرار كنند؟
اوضاعی: باید بگویم كه ما ممكن است در بسیاری از حوزههای فنی با این جمله مواجه شویم كه بانكداری الكترونیك عقب است، اما من همیشه در قبال این صحبت، یك سؤال از گوینده آن دارم كه ما نسبت به چه چیزی سنجیده میشویم؟ چون خیلی از این موارد لازم و ملزوم یكدیگرند تا بتوانیم بانكداری خود را ارزیابی كنیم.
عذر میخواهم اما فكر میكنم این تصور ایجاد شد كه سعی ما بر محاكمه بانكداری است؟
اوضاعی: نه قصد اصلی من از طرح این پرسش این نبود. در بسیاری از حوزههای كاری، ما معیاری داریم كه كار را نسبت به آن میسنجیم. در زمینه بانكداری الكترونیك حركت جدیدی اتفاق افتاده است. اما دروازههای باز كشورمان با سایر كشورها، این امكان را فراهم آورده كه مردم كشور ما ارائه خدمات در سایر كشورهای پیشرفته را با وضعیت موجود در كشور خودشان مقایسه كنند. این فاصله فرهنگی كه در ارائه سرویس خدمات بانكی وجود دارد هم، باید تأمین شود. مثلاً در كشورهای پیشرفته خرید بلیط قطار، كار ساده و پیش پا افتادهای است و غیر از استفاده از خدمات الكترونیكی راه حل دیگری برایش وجود ندارد. اما این مسأله در حال حاضر در بستر جامعه ما چندان قابل قبول نیست. من حتی میتوانم به عینه از دوستان خواهش كنم كه از كسانی كه از این سرویس استفاده میكنند، آمار گرفته و آنها را با افرادی كه از پشت گیشه بلیط خریداری میكنند، مقایسه كنند. این موضوع نشان دهنده این است كه ما غیر از ایجاد سویئچ و وارد كردن ابزارهای تكنیكال به كشور، نیازمند ایجاد بسترهای دیگری هستیم.
پس شما بستر فرهنگی را در اولویت میدانید، اما من از لابلای كلام شما، این را استنباط كردم كه دلیل اصلی مقایسه نكردن خودمان با دیگران، فقدان زیرساختها است؟
اوضاعی: تا حدودی موارد دیگری باید تأمین شود تا ما دنبال یك سویئچ بین بانكی بگردیم.
این ساختار را باید چه كسی ایجاد كند؟
اوضاعی: شاید وقتی بحث تجارت الكترونیك مطرح میشود، یكپارچگی مورد اقتضاء، مباحثی مانند فرهنگسازی و دولت الكترونیك را نیز به دنبال خود میكشد. مثلاً شاید در زمینه دولت الكترونیك انتظار پیگیری وجود دارد كه امضای دیجیتال و ایجاد مركز Ca از نظایر آن است. در واقع در بسیاری از مواقع، لازمه حركت، استفاده از بانكداری الكترونیك است. بانكها در بسیاری از شرایط با ریسكهای عملیاتی مواجه هستند و این مسأله به دلیل اینكه مشتری به عنوان یك متقاضی، ارائه بعضی از سرویسها را از آنها انتظار دارد، طبیعی است.
در واقع شما معتقدید كه دولت یكی از بخشهایی است كه باید این زیر ساختها را در اختیار ما قرار بدهد و به دلیل اینكه فعلاً این زیرساختها را در اختیار نداریم، مجبورید، خودتان در این زمینه هزینه كنید تا بتوانید خدمات ارائه دهید؟ تاحدودی. شما نظرتان چیست؟
مهدویانی: من دوست داشتم كه در این بحث مشاركت داشته باشم. البته بخشی از واقعیت به همان صورتی است كه خانم اوضاعی بیان كردند. اما واقعیت در بحث بانكداری الكترونیك به گونهای است كه میخواهیم از فناوری اطلاعات، به عنوان یك نوع ابزار استفاده كنیم. آیا همه شرایط استفاده از ابزار فناوری اطلاعات، در كشور ما محقق شده است كه از آن انتظار اخذ سرویس خوب را داشته باشیم؟ شما اگر به بحث فناوری اطلاعات در مملكت ما به عنوان یك ابزار بپردازید، خواهید دید كه دارای وضعیت نامطلوبی نسبت به دنیا بوده و زیرساختهای آن نامناسب است. مصداق بارز آن بحث پهنای باند، سرویسها و خدماتی است كه ما قصد ارائه آن به مشتری را داریم كه خود این مسائل از بحث تلفن همراه تا اینترنت با مشكل مواجه است. با اینكه مردم و دانشجویان، انتظار سرویسدهی مناسب دارند، به این قضیه كه تجارت الكترونیك در كشور ما با مشكل مواجه است، واقفند. دلایل اصلی این مشكلات در فناوری اطلاعات نیز تقریباً مشخص است و بخشی از آن به معضل تحریمهای بین المللی برمیگردد كه تأثیر آن محسوس است و ما نمیتوانیم در این راستا، مطابق با دنیا حركت كرده و پیش برویم؛ چون خودمان صاحب تكنولوژی نیستیم و باید فناوری اطلاعات اعم از سختافزار و نرمافزار را وارد كنیم.
در اینجا بحث مشاوره پیش میآید، یعنی این امكان وجود ندارد كه شما از آن كشورهایی كه این فنآوری را وارد میكنید، مشاوره دقیق بگیرید؟
مهدویانی: ما به سختی میتوانیم این كار را انجام دهیم.
این دقیقاً به دلیل تحریمهاست؟
مهدویانی: بله. مثلاً زمانی كه شما كارت خود را داخل ATM میگذارید، انتظار پاسخگویی به وسیله آن را دارید تا نهایتاً بر روی سرور، خدمات مورد نظرتان را دریافت كنید. در بحث سرور ما باید به سراغ سرور ADM كه آمریكایی است برویم و بنابراین نمیتوانیم آن را وارد كنیم و باید به دنبال جنسهای دست دومی كه با هزار واسطه به دست ما میرسد و سرور روز نیست برویم. این در حالی است كه حدود نه ماه تا یك سال طول میكشد كه محصول به دست ما برسد و شاید نیاز ما نسبت به یك سال قبل تغییر كرده باشد و این محصول میخواهد پاسخگوی نیاز یك سال قبل ما باشد. در بقیه مباحث نیز وضع به همین منوال است و انتظار زیادی نباید داشته باشیم.
آقای مهدویانی هدف ما دقیقاً این است كه به كاربر شما اطلاعات انتقال دهیم تا از این وضعیت اطلاع حاصل نماید و فشارها از روی دوش شما برداشته شود. این بسیار خوب است و من دوست دارم كه بحث را با صراحت آقای مهدویانی ادامه دهیم و نظر شما را در رابطه با مشكلات این بحث جویا شوم. شما با چه معضلاتی در این بحث روبرو هستید؟
مهدویانی: من با نظر دوستان كاملاً موافقم. به نظر من مشكل اساسی پرداخت الكترونیك همان مسأله فرهنگسازی است و حتی میتوانم اذعان كنم كه سیستمهای پرداختی ما بسیار جلوتر از این فرهنگ است. ما روزی چهارصدهزار تا پرداخت قبض داریم در حالی كه توانایی سیستم ما روزی دو میلیون است. این مسأله به دلیل همان فرهنگی است كه در ایران نهادینه نشده است و راههای مختلفی برای این فرهنگسازی وجود دارد.
اما چه كسی باید این فرهنگسازی را انجام دهد؟
دلیررویفرد: در واقع این فرهنگسازی هم به دست ماست و هم میتواند به نهادهای بالادست مربوط باشد.
خود شما به عنوان نماینده بانك سامان در بحث فرهنگسازی چه فعالیتی داشتید؟
دلیر روی فرد: ما عوامل تشویقی را بر حسب پذیرنده و كال سنتر در نظر گرفتیم. بحث دیگر مربوط به تبلیغات است. دوستان به این موضوع كه مردم ایران شاید در همه بخشها به اینترنت دسترسی نداشته باشند، اشاره خوبی داشتند. اما در حوزه دستگاههای كارتخوان، خود پذیرندههای ما، مخصوصاً كسانی كه سنشان بالاتر است، تا زمانی كه آن را حس نكنند، حاضر به استفاده از آن نیستند. به جرأت خدمتتان عرض میكنم كه تكنولوژی ما در زمینه سوئیچینگ بالاتر از فرهنگ حاكم بر جامعه است.
هنوز در بانكداری الكترونیكی آن اعتماد لازم وجود ندارد. به نظر شما دلیل اصلی این بیاعتمادی چیست؟
دلیررویفرد: زمانی كه مشتری قصد استفاده از خدمات بانكی اعم از خودپرداز، كال سنتر و سیستم پاسخگویی را داشته باشد و نتواند از خدمات مورد نظر خود، استفاده لازم را ببرد، موضوع بیاعتمادی مطرح میشود. شاید پاسخ نگرفتن، یا عدم اطلاعرسانی صحیح و یا عدم پاسخگویی یك دستگاه در یك روز خاص باشد. این مشكلات این تصور را در ذهن مخاطب القاء میكند كه علیرغم پیشرفتهایی كه در مسائل فنی صورت گرفته، هنوز ممكن است كه در سادهترین موارد خللی ایجاد شود كه نتواند انتظارات را برآورده كند. در تكمیل فرمایش دوستان در زمینه تحریم، باید یادآور شوم كه اگر بگوییم ما در این حوزه نسبت به كشورهای منطقه رتبه اول را نداشتهایم، در واقع بیانصافی كردهایم. این موضوع با توجه به تحریمها و سطح زیرساختی كه شبكه بانكی در اختیار دارد، سنجیده میشود. مثلاً من به عنوان یك شخص عادی كه از شبكه خودپرداز استفاده میكنم، در تهران به آنها مراجعه كردم و حدود سه دقیقه برای دریافت یك موجودی منتظر ماندم. زمانی كه به یك مأموریت خارج از كشور رفته بودیم، در انتهای شب با استفاده از یك كارت كه مربوط به یك كشور غربی بود، در یكی از كشورهای خاورمیانه یك موجودی ساده گرفتیم. این اعلام موجودی در ظرف دو ثانیه انجام شد. ما چندین بار صرف كنجكاوی به دلیل یكی نبودن كارت مبدأ و مقصد این مسأله را امتحان كردیم و هر دفعه نیز پاسخ مطلوبی دریافت میكردیم.
آیا شما این ناهماهنگی را از بانك مركزی میدانید؟
دلیررویفرد: نه الزاماً از بانك مركزی. ممكن است كه دلایل متعددی وجود داشته باشد. البته در حال حاضر بسیاری از مشكلات وجود ندارد و هر یك از بانكها لینكهای خاصی را برای اتصال به شبكه شتاب در نظر گرفتهاند.
فكر میكنم كه شما بابت این مسأله هزینه زیادی متحمل میشوید. در حالی كه این هزینهها میتوانست وجود نداشته باشد.
دلیررویفرد: بله، مثلاً بانك ما سه لینك مختلف شبكه شتاب را دارد و این هزینهها میتوانست وجود نداشته باشد. اما دو لینك حتماً باید باشد. زمانی كه سه لینك در سه شبكه قرار داده شده، با كوچكترین سهلانگاری با كابلبرگردان شدن، این لینكها قطع میشود.
لطفاً آقای كلامی نظر خود را در رابطه با این بحث مطرح كنند و با توجه به تخصصشان در زمینه روابط عمومی و امور مالی است، راجع به فرهنگسازی نیز صحبت كنند.
كلامی: در واقع قصد من شناسایی عواملی است كه فرهنگسازی را به این وضعیت رساند. با توجه به این كه زمان زیادی از ورود رایانه شخصی به بازار نمیگذرد، این پرسش مطرح میشود كه تا چه اندازه استفاده از آن در جامعه نهادینه شده است و جوانان ما چه مقدار از وقت خود را به اینترنت اختصاص میدهند؟ در استفاده از اینترنت آیا كسی آنها را مجبور به استفاده از آن كرده است؟ یا الزامات پروژههای دانشگاهی این موضوع را به وجود آورده است؟ متأسفانه ما شروع مناسبی در بحث بانكداری الكترونیك در ایران نداشتیم و قبل از فراهم كردن زیرساختها و تجهیز شبكهها، عملیاتی به نام بانكداری الكترونیك را آغاز كردیم. ما هنوز فراموش نكردهایم كه خانم اوضاعی با چه مشقتی از مخابرات، خطوط ارتباطی را دریافت میكرد. نكته دیگر مربوط به اشاره شما در زمینه استفاده از امكانات سایر كشورهاست كه باید به مقرراتی كه ما را ملزم به استفاده از تولید داخلی میكند، توجه داشته باشیم و این جدا از بحث تحریم است. خوشبختانه زمانی كه ما بحث بانكداری الكترونیك را مطرح كردیم، بانكهای خصوصی در حال شكلگیری بودند و بانكهای خصوصی بر مبنای اطلاعات و نیازهایی كه در دنیای خارج دیده بودند، ساختار خود را شكل دادند. به عنوان مثال بانك سامان به راحتی میتواند سرویسهای آنلاین را در درون خود ایجاد كند. اما بانكهایی كه وسیعتر هستند و نزدیك به دو تا سه هزار شعبه دارند، این كار برایشان دشوار است. زمانی كه ما كار بانكداری الكترونیك را شروع كردیم، در شرایطی قرار داشتیم كه نزدیك به 25 سال بانكداری سنتی انجام میدادیم و تمام ساختار و خدمات خود را بر این مبنا چیده بودیم.
منظور شما این است كه از همان ابتدا آن فرهنگ لازم، در داخل سیستم اتفاق نیفتاد تا به كاربر انتقال پیدا كند؟
كلامی: دقیقاً. وقتی كه ما در همان روزهای اول كارت را در داخل دستگاههای خودپرداز میگذاریم و كارت استرداد نمیشود، نمیتوانیم توقع زیادی از كاربران داشته باشیم تا در دفعات بعدی مراجعه كنند. نمیتوانیم همه این مشكلات را نشأت گرفته از MIT بدانیم. نباید فراموش كنیم كه بخشی از تجارت الكترونیك به ما مربوط میشود و بخش دیگر آن تجار هستند. همچنین پذیرندهها نیز باید وارد شبكه شوند.
بانكها با این توان مالی و ابزارهای كه در اختیار دارند و با وجود اینكه شما بر پایه همان توان مالی، متخصصان ماهری را در اختیار میگیرید، چرا شرایط به این گونه است؟
كلامی: ما در زمینه مونتاژ و الگوبرداری قوی هستیم. اگر این نرمافزاری كه دوستان اشاره كردند، وارد كشور میشد، مطمئناً میتوانستیم آن را تكثیر كرده و آن را توسعه دهیم اما متأسفانه ما الگویی را به منظور انجام این فعالیتها نداریم. اگر بانكها و مؤسسات در زمینه فناوری اطلاعات پیشرفت كردند، این صرفاً به دلیل پشتكار خودشان بوده است.
یعنی شما معتقدید كه ما آن تبادل لازم را با دنیای اطراف نداریم؟
كلامی: تبادل اطلاعات وجود ندارد.
من میدانم كه بانكها در ایران قدرت نفوذ زیادی دارند اما چرا نمیتوانند از ابزارهای خود به شیوهای استفاده كنند كه اتصال را برقرار كرده و از علم روز استفاده كنند؟ چرا خود را به ورود تجهیزات محدود كردهاند و هزینههای ورود ابزار و لوازم را صرف ورود ایدههای تازه و بكر به كشور نمیكنند؟ تصور من این است كه بانكها با روش سنتی راحتترند و فرهنگ موجود در جامعه به بانكها منتقل شده است و آنها روی همین مؤلفهها توقف كردهاند. آیا درست است كه مقداری دچار رخوت و كمكاری شدهایم؟
اوضاعی: من میل دارم كه پرسش شما را با سؤال پاسخ دهم. بانكها ممكن است به عنوان یك نهاد مالی در بسیاری از زمینهها دارای قدرت باشند اما به هر صورت تابعی از مقررات و قوانین داخلی كشور هستند. به عبارتی اگر قرار باشد كه تجهیزاتی كه ما تولیدكننده آن نیستیم وارد نشود، كار ما دشوار میشود. ما در حال حاضر تجهیزات و تخصصهای بسیار خوبی داریم، ولی آیا ما به عنوان مثال تولیدكننده مادربردیم؟ مادربرد به هیچ عنوان در كشور ما تولید نمیشود و یا dispenserهای دستگاه ATM تنها در چهار كشور تولید میشود. این بسیار خوب است كه به سمت تولید این ابزارها حركت كنیم و هیچ كس آن را نقض نمیكند اما مشخص نیست كه مثلاً چه زمانی به تولید یك dispenser میرسیم. اگر بعد از پنج سال توانستیم به این تولید برسیم میتوانیم از تولید داخلی استفاده كنیم. اما حداقل تا زمانی كه این تولید به دست ما برسد مجبور به استفاده از كالای وارداتی هستیم و طبعاً قوانینی هم برای ورود و خروج آنها وجود دارد كه باید از آن تبعیت كنیم.
پس شما بخش عمدهای از مشكلات را در بخش مقررات و مباحث سیاسی و تحریمها میدانید. من این پرسش را از آقای مهدویانی میپرسم كه آیا امروز این توانایی در ما وجود دارد كه اگر فردا تحریمی در كار نباشد، ما این شرایط را خواهیم داشت؟
مهدویانی: پرسش خوبی كردید. نه باز هم فرقی نمیكند و علتش این است كه با تمام این وضعیتی كه خدمتتان عرض كردم، زمانی كه شما به دنبال بانكداری الكترونیك میروید، مشاهده میكنید كه زیرساختهای آنها دولتی یا شبه دولتی است و نوع فضا رقابتی و خصوصی شده نیست. البته این را هم رد نمیكنم كه اتفاقات خوبی در این زمینه افتاده است و فضابه سمت رقابتی شدن پیش میرود؛ اما تازه این مسأله را شروع كردهایم. شاید اصل چهل و چهاری كه دولت آن را دنبال میكند، بر روی كار ما تأثیرگذار باشد. فضای بین بانكها رقابتی نبوده است و این نوع فضا به تازگی در حال شكلگیری است. ورود بانكهای خصوصی تا اندازهای این فضا را رقابتی كرده است اما هنوز به صورت جدی و واقعی این فضا محقق نشده است.
چه معیاری را در ذهنتان برای ایجاد فضای رقابتی در نظر گرفتهاید و چه نوع فضایی را رقابتی میدانید؟
مهدویانی: توجه داشته باشید كه اگر سود و زیان بانك به شیوهای باشد كه مثلاً سهامدار من احساس كند كه بانك در حال زیان است و ما را متوجه كند، به دنبال راه حلی باشیم كه از این وضعیت رهایی پیدا كنیم. طبیعی است كه من برای بهبود وضعیت، كیفیت خدمات را به بهترین شكل ممكن ارتقاء داده و به دنبال این باشم كه هر روزم بهتر از روز قبل باشد. وقتی كه انجام دادن كار به خصوصی از سوی دولت به ما تكلیف میشود، نوع این فضا رقابتی و از جنس بازار نیست بلكه بیشتر به فضای خدماتی شباهت دارد. تا زمانی كه چنین شرایطی حاكم باشد، مسلماً ساختارها نیز شكل خود را پیدا نمیكنند. گاهی هم اتفاق میافتد كه سود و زیان برای من مهم است و مانند بازرگانی هستم كه باید درآمد خود را داشته باشم، طبیعی است كه در چنین شرایطی سعی میكنم كه هم كیفیت خدمات خود را ارتقاء دهم و هم در آن تنوع ایجاد كنم.
به علاوه تلاش میكنم كه بازار هدف خود را انتخاب میكنم تا بر اساس آن، محصولات و فكر جدید ارائه كنم. اینها مسائلی است كه به هر ترتیب بحث رقابت با خود به ارمغان میآورد. در بحث فناوری اطلاعات نیز در خارج از كشور به دلیل اینكه فضای رقابتی حاكم است، اغلب مباحثشان بر محور اینكه كیفیت و تنوع خدمات خود را بالا ببرند، میچرخد. اما هنوز در ایران آن فضای واقعی رقابت شكل نگرفته است و دولت برای پیشبرد این مسأله نقش مهمی بر عهده دارد. دومین موضوعی كه باید به آن اشاره كرد این است كه باید آن سازوكارهای لازم در جامعه ایجاد شود. در مسأله بانكداری الكترونیك خانم اوضاعی به قوانین و مقرراتی كه در این راستا باید ایجاد شود، اشاره كردند. به نظرم بانك مركزی بخشی از این موضوع را باید به عنوان ناظر و هماهنگكننده بین بانكها ایجاد كند و بخش دیگر آن به قوانین قضایی و مسائلی برمیگردد كه مشتریان با آن مواجه میشوند و حتی این بحثها در حال حاضر در حوزه قوانین ما مشخص نیست و هنوز نهادینه نشده است.
در تعاملی كه با دولت و قوه قضاییه داشتید، در بحث مقررات، كار را تا چه اندازه توانستید پیش ببرید؟
مهدویانی: درباره این موضوع قوه قضاییه تا اندازهای فعالیت كرده است و مشكلات مردم به قوه قضاییه منتقل شده است. اما این پرسش نیز در این مركز ایجاد شد كه باید به چه نحوی با مردم برخورد كنند؟ در پیروی از این مباحث، موضوعات تازهای شكل گرفت.
یعنی با ورود تجهیزات بانكداری الكترونیك به ایران، این تصور به وجود نمیآمد كه بحث قانونی آن نیز مطرح شود؟
مهدویانی: حقیقت این است كه ابتدا تجهیزات وارد میشود و بعد جوانب كار را میسنجند و تفكر كارشناسی در مورد آن وجود نداشته است. حداقل در كشور ما چنین موضوعی حاكم بوده است و ما به این سبك كاری عادت كردهایم.
در حال حاضر در چه وضعیتی هستیم و افق آن را چگونه میبینید؟
مهدویانی: به نظر میرسد كه فضا تا حدودی روشن و نقاط مبهم مشخص شده است و ما به ضعف خود در مسائل خاص پی بردهایم. به هر صورت، تجارت الكترونیك در حال شكلگیری است قوه قضاییه هم بر روی بحث قوانین متمركز شده است.
بین قوه قضاییه و بانكها، تعامل لازم وجود دارد؟
مهدویانی: میشود گفت كه این تعامل به نوعی وجود دارد. حدود دو یا سه سال پیش، بحث تجارت الكترونیك و امضای دیجیتال را به عنوان قانون مطرح كردند. ولی اینكه قضات ما چه مقدار به این مسأله توجه دارند و چگونه باید افراد را در مورد جرمهای الكترونیكی محكوم كنیم و چه تصمیمهای قضایی را برایشان اتخاذ كنیم، جای بحث دارد. این محورها از جمله مسائلی است كه در سمینارها مورد بحث قرار میگیرد. من از این موضوع مطلعم كه در دو سال اخیر قوه قضاییه بحثهای خوبی پیرامون این مسأله مطرح كرده و در حال پیشرفت است. ولی این كار تا حدودی زمانبر است. باید حقیقتی را به شما بگویم. شما مبحث را از تجارت الكترونیك شروع كردید كه بخشی از آن بانكداری الكترونیك است. طبیعتاً بانكداری الكترونیك جزو اركان مهم بحث تجارت است.
من فكر میكنم كه مهمترین ركن آن است.
مهدویانی: شاید به نظرم در مورد این موضوع بیشتر توجهها به سمت بانكها باشد. ولی اگر دیگر اركان مملكت از گمرك تا دولت الكترونیك را در نظر بگیرید، مشاهده میكنید كه بانكها از همه جلوتر هستند. من معتقدم كه تمام نگاهها نباید به سمت بانكها معطوف باشد.
یعنی شما معتقدید كه سایر بخشها همزمان با شما پیش نرفتهاند كه بتوانید با یكدیگر تعامل داشته باشید؟
مهدویانی: بله، سایر بخشها نیز باید با ما حركت كرده و عناصر با یكدیگر جمع شوند تا كمكم تجارت الكترونیك در جامعه و مملكت ما به معنای واقعی شكل بگیرد.
اجازه بدید كه من نظر بانكهای خصوصی را نیز بپرسم.
دلیر روی فرد: من باید نكتهای را در تكمیل فرمایشات آقای مهدویانی ذكر كنم. به عنوان مثال ما بطور خاص در حدود یك سال و نیم، درگیر پروژه ثبت اسناد در بانك سامان شدیم. طبیعتاً چنین پروژهای، مستقیماً با دفاتر اسناد رسمی ارتباط دارد و با به میان آمدن چنین صحبتی، ذهن به سمت كاغذهای فوقالعاده با ارزش و سندهای منگولهدار و ... میرود. در راهاندازی این پروژه كه حدود 2300 دفترخانه در ایران به شبكه بانك سامان متصل شدند، یك قدرت دولتی در ورای این موضوع قرار داشت كه الزام به اجرای این پروژه را به صورت قطعی میخواستند.
منظور شما این است كه با اراده دولت این مقررات به وجود آمد تا شما را به عنوان یك ابزار در دست بگیرند و كار به نتیجه برسد؟
دلیررویفرد: اما هنوز در ابتدای پروژه مقررات به سمتی نرفته بود كه یك حساب خزانه دولتی باید از جهت مبالغی كه از طریق بانك خصوصی به آن واریز میشود، انعطافپذیرتر باشد. این مسأله هم وجود داشت كه بانك خصوصی اجازه دست زدن به مبالغی كه به آن واریز میشود را ندارد؛ به دلیل اینكه متعلق به دولت است. اما به تدریج این مسأله حل شد و نهایتاً امروز همه چیز بهتر و آسانتر شده است. در حقیقت مدتی زمان میبرد تا ما بخواهیم عادت فردی را كه سالها با اسناد محسوس ارتباط داشته، تغییر بدهیم و وی را ملزم به استفاده از خدمات الكترونیكی كنیم.
اگر بخواهیم به بحث امضای الكترونیك برگردیم، شما به عنوان یك بانك خصوصی خدماتی دارید كه حتماً نیاز به امضای الكترونیك داشته باشد؟
دلیررویفرد: البته نوعی سرویس طراحی شده وجود دارد كه از امضای الكترونیك، به خصوص در معاملات كلان استفاده میكند. یكی از مهمترین دلایلی كه باعث شد پروژه ما هیچ وقت كلید نخورد، فقدان امضای الكترونیك بود كه وجهه بینالمللی داشته باشد.
منظورتان این است كه شما در بعد سختافزاری و نرمافزاری مسألهای نداشتید و مشكل بیشتر از ناحیه مقررات آن بوده است كه بستر حقوقی آن فراهم نبوده است؟
دلیررویفرد: اصلاً بستر صدور امضای الكترونیك وجود نداشته و آن چیزی كه در سطح قانون است، فعلاً متوقف شده است.
اگر قرار باشد كه این خدمات را ارائه دهید، آیا توانایی آن را دارید؟
دلیررویفرد: بله. بانكهای خصوصی به دلیل خصوصی بودن، طبیعتاً بیشتر به درآمدها و كارمزدهایی كه این شیوه برایشان فراهم میكند، توجه میكنند. قطعاً ممكن است نسبت به بانكهای غیر خصوصی یا نیمهدولتی بیشتر به این فكر كنند كه اگر این راه كسب درآمد مسدود شود، از كجا باید درآمدهای جدیدی كسب كنند؟ مسأله دیگری كه به بحث فرهنگسازی مربوط میشود، این است كه وقتی شما در خارج از كشور از كارتهای اعتباری خود استفاده میكنید، گارانتی میشوید و گارانتی برای این است كه وقتی شما كالایی را خریداری میكنید و از آن ناراضی هستید، بانك عین آن مبلغ را به شما پرداخت میكند و این آن چیزی است كه در ایران وجود ندارد. اگر این مسأله و قانون به صورت فرهنگ درآید، شرایط بهتری پدید میآید.
عكس: وجیهه جعفری
لینک یکتا:
http://www.ccw.ir/content/121/default.aspx