اگرچه عموم مردم از بین فواید و نقشهای ICT معمولاً سرعت عمل و سهولت دسترسی به اطلاعات را بیشتر از سایر نقشهای آن حس میكنند ولی باید اذعان نمود كه در جوامعی همچون جامعه كنونی ما كه در میان راه توسعه هستیم، اگر نگوییم نقش شفافسازی ICT از دو نقش فوقالذكر برتر و مهمتر است، حداقل میتوان به جرأت ادعا نمود كه برای شفافسازی امور، تنها صنعت و وسیلهای كه به سرعت میتواند نكات ابهامآمیز قوانین، بخشنامهها، آییننامههاو دستورالعملهای پیچیده اداری را برطرف نماید ICT است.
نگارنده، كه سالهاست در پروژههای مختلف با فرآیندهای پیچیده دیوانسالاری كشور و مجموعههای دولتی پرمراجعه مردم، از دستگاههای اجرایی و سازمانهای دولتی گرفته تا محاكم قضایی و بازرسیها آشنایی كامل و وافی دارد، بر این باور است كه در مسیر توسعه كشور یقیناً برطرف نمودن این پیچوخمهای اداری كه گاه اعمال قوانین، با استفاده از یك تغییر و تبصره توسط یك كارمند یا مجری قانون میتواند صدها هزار، میلیونها و یا میلیاردها ریال را جابجا نماید هیچگاه قابل حل نمیباشد مگر آنكه با استفاده از ابزارهای موجود در ICT بتوان این مسیرها را شفاف نمود.
حتماً تا بهحال با این جمله معروف «طبق مقررات بلامانع است» كه در اغلب فرامین دولتی مدیران به زیردستان خود نوشته میشود برخورد كردهاید و شاید بارها از خود سؤال كردهاید كه مگر این مدیر خود از قوانین و مقررات مربوطه آگاهی ندارد كه از زیردست خود میخواهد طبق مقررات انجام دهد و یا مگر زیردستان این مدیر میتوانند بدون رعایت قانون نسبت به انجام و یا عدم انجام كار شما اقدام نمایند؟ اجازه دهید صراحتاً عرض نمایم كه استفاده از چنین جملات مبهم و كلی، در اكثر موارد همان آفتی را در پی دارد كه در بالا بدان اشاره شد.
چرا كه تعیین اینكه طبق مقررات میباشد یا نه، دست مجریان را در اینكه بخواهند برای عدم انجام كار شما به قوانین استناد كنند كه نخواهند كار شما، انجام شود و یا برعكس به تبصرهها و موادی استناد كنند كه میتواند در حل مشكل شما چارهساز باشد، باز میگذارد. چندی پیش از یكی از دوستان قدیمی كه مدتها از مدیران اجرایی كشور بودند جملهای را شنیدم كه برایم جالب ولی تلخ بود. ایشان گفتند: «نگرش به اجرای قوانین در كشور ما بر 2 شكل است: 1 - كار مردم را انجام دهید مگر آنكه به حكم قانون منع شده باشید. 2 - كار مردم ر انجام ندهید مگر آنكه به حكم قانون مجبور باشید.» اگر به كنه این جمله فكر كنید و بخواهید بدانید كه چگونه میتوان این چاقوی دو لبه را پیوسته در جهت مثبت انجــام امـور، آن هم در مسیر قـانون و بـرای تـوسعـه كشـور استفـاده كرد، هیچ راهی بجـز آنكه قـوانین شفافسازی شوند، وجود ندارد.
لذا باید اذعان نمود، امروزه كه فرهنگ استفاده از ICT در كشور روزانه در حال گسترش میباشد و ابزارهای اطلاعرسانی در حوزه ICT كمكم در دسترس عموم مردم و خانوادهها قرار میگیرد، بهترین زمان برای شفافسازی امور است. اگر بخواهیم برای آن دسته از تصمیمگیران و مدیران ارشد كشور كه مجالی برای خواندن این نگارش یافتهاند مثالهای عملی زده باشیم، به برخی از نمونههای كاربردهای ICT برای شفافسازی امور به شرح زیر اشاره مینماییم.
شفافسازی قوانین و دستورالعملها
1 - كلیه قوانین و دستورالعملهای موجود در سایت اطلاعرسانی آن سازمان قرار گیرد.
2 - امكان جستوجو برحسب عنوان، متن و یا كلمه در سایت قرار داده شود.
3 - تعدادی از سؤالات متداول مراجعهكنندگان همراه پاسخ كامل و وافی مستند به قوانین در محل جداگانهای در سایت قرار داده شود.
4 - كلمات اصلی در متن قوانین و دستورالعملها بطور كامل تشریح شود.
5 - نحوه دقیق انجام فرآیندهای اداری در آن سازمان مكتوب شده اعلام گردد.
6 - كلیه مستندات و مدارك مورد نیاز انجام فرآیندهای اداری مذكور نیز در قالب نمونههای مورد پذیرش اطلاعرسانی شود.
جمله زیبایی كه در یكی از مجموعههای دولتی، بر در و دیوار آن زدهاند كه «هر آنچه را كه انجام میدهیم، مكتوب میكنیم و هر آنچه را كه مكتوب میكنیم، انجام میدهیم» فارغ از اینكه در همان اداره اجرا میشود یا خیر و نگارنده در مقام قضاوت و یا گله و شكایت در این مجال نیست، اما مشخصاً همین هدف را دنبال میكند كه اگر بتوانیم عمل خودمان را عیناً مكتوب كنیم یعنی عملكرد ما شفاف و مطابق قوانین است و اگر چیزی را مكتوب كردیم لازم است بطور شفاف بر طبق قانون باشد كه باز هم نهایتاً باید اجرا كنیم.
اگر نگاهی به لیست سازمانها، ادارات، شركتها و مجموعههای دولتی كه اكثر مردم روزانه به آنها مراجعه دارند بیاندازیم، خوشبختانه اكثر آنها دارای سایتهای اطلاعرسانی میباشند و معمولاً تلاش كردهاند كه قوانین و مقررات خود را بر روی سایت اطلاعرسانی نمایند؛ ولی معالوصف، هنوز بسیاری از موارد مانند آنچه در بالا ذكر كردیم هست كه میتواند به این سایتها اضافه شود كه امید است مسئولین عالی رتبه در انجام آن امر، مساعدت نمایند. برخی از این سایتها صرفاً به معرفی مدیران، نشریات، اخبار و اسم و آدرس بسنده كردهاند و هیچ اثری از قوانین و دستورالعملها و بخشنامهها در آن دیده نمیشود كه لازم است اصلاح گردند.
در پایان اجازه دهید به مدیران سازمانها و دوایر دولتی توصیه كنم: - حضور یا عدم حضور ارباب رجوع - اینكه كدام كارمند با مدیر در مورد پرونده مراجعین شما تصمیمگیری میكند - وجود توصیههای شفاهی و یا كتبی از مقامات آن سازمان و یا اداره - جنسیت ، ظاهر ، سن و ساعت مراجعه ارباب رجوع - شرایط روحی و موقعیت كارمند مربوطه در نتیجه انجام یا عدم انجام آن مؤثر است، بدانید كه برای شفافسازی امور در زیرمجموعه تحت نظارت شما، راهی بسیار دراز در پیش دارید و این نشانگر آنست كه در مجموعه تحت مدیریت شما هنوز قانون بطور شفاف و صددرصد اجرا نمیشود. به امید آن روز كه سهولت و سرعت در انجام امور ملاك اصلی میدان رقابت در خدمترسانی به مردم باشد. انشاالله.
مدیر شركت فناوری اطلاعات آریا و رئیس اسبق انجمن شركتهای اینترنتی ایران